در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی

در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی
این همه دوری و پرهیز و تکبر چه کنی

مکن ای دوست تکبر که برآرم روزی
نفسی سوخته وار از سر بی‌خویشتنی
دیدگاه ها (۴)

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

در سلسله عشق تو ، مغموم و صبورم نازم بکش ای دوست ، که مظلوم ...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

عکس_زیبا

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَ...

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

We

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط