#دیدار_دوباره

#دیدار_دوباره

#پارت_61

ا/ت پشت فرمون نشست

ــ ا/ت

+بله

ــ کجا میری؟

+تو صبر کن میفهمی

ــ این راه خونه نیستا.

+میدونم.


30مین بعد

+رسیدیم

ــ اینجا کجاست؟

+پیاده شو تا بهت بگم.

ــ ا/ت

+هوم

ــ فکر نمیکنی همش داری بهم دستور میدی؟

+دستور چی میدم؟

ــ همش میگی بشین بلندشو

+پس میخوای بگم چی بنظرت.

ــ (جواب نمیده)

+کوک

ــ چقدر اینجا هوا خوبه.
میخواستی کجا بریم.

+دنبالم بیا

ــ باش


ادامه دارد..................
دیدگاه ها (۰)

True Love③③صبحوسایلم رو جمع کردم و از خونه زدم بیرون تهیونگ:...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

🖤 پارت ۳: پیش من لازم نیست قوی باشیTokyo Revengers | Mikey ×...

مافیای من

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۱ | نقشه‌ی دریا ✦...

رمان:: 🫧" عشق عجیب ما "🫧آشنایی با شخصیت ها:: لی ــ سومی: ( ه...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

فیک تهیونگ عشق اجبار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط