حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
مقصود زهر ندبه ی حنانه توئی تو
مقصود زهر نعره ی مستانه توئی تو
مقصود زهر ساغر و پیمانه توئی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه توئی تو
مقصود توئی کعبه و بتخانه بهانه
یحیای صفت یار سر دار توان دید
موسای دل از عشق به ره نار توان دید
در نار خلیلی شو که گلزار توان دید
چون در همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه نیم من که روم خانه به خانه
چون دوستی آل پیمبر حرم توست
دیدگاه ها (۱)

روزی که برفتند حریفان پی هر کارزاهد سوی مسجد شد و من جانب خم...

روزی که برفتند حریفان پی هر کارزاهد سوی مسجد شد و من جانب خم...

او خانه همی جوید و من صاحب خانههر در که زنم، صاحب آن خانه تو...

من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار اوخانه همی جوید ومن صاحب خانه هردر

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانهخواهد به سر آید شب هجران تو ...

تاکی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانهخ...

‍ #شعر#شیخ_بهاییتاکی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژ...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود، از هر مژه چون سیل روان...

تاکی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانهخ...

تاکی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانهخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط