p2 Only Patient

ا/ت:(وارد اتاق شدم سعی کردم خودمو اروم کنم وقتی عصبانیتم فروکش کرد رفتم سراغ پروندی ی کیم تهیونگ برسیش کردم
نوشته های داخل پرونده:
نام: کیم تهیونگ
سن:29
بیماری:سادیسم
خانواده:
سرگذشت:
و....
نصف بیشتر پرونده ناقصه و این یکم ممکنه بد باشه
ولی من تلاشمو می کنم
نیم ساعت دیگه باید روبه روش بشینم و درمانو اغاز کنم استرس و ترس دارم ولی عقب نمی کشم)
(بعد از گذشت نیم ساعت)
ا/ت:(در اتاقم زده شد و منشی اومد داخل)
منشی:خانم بیمار تازه رسیدن
توی اتاق 23 هستن
ا/ت:(ترسو تو چشمای منشی میدیدم دختر خیلی معصومیه دل و جرئت این جور چیزا رو نداره)باشه الان میام(لبخند گرم)
منشی:خ خانم موفق باشید شما از پ پسش بر میاید (لکنت)
ا/ت:الان من باید نگران و ترسیده باشم یا تو؟(با خنده)نگران نباش قول داده به هیچکس اسیبی نزنه منم همیشه مراقبتم باشه؟(لبخند گرم)
منشی:ممنونم خانوم با اجازه(لبخند)
ا/ت:(کیفو پرونده رو برداشم و راهی اتاق 23 شدم دلم یکم شور می زد تو راه بودم که یهو یکی جلومو گرفت قیافش اشنا نبود گفتم شاید یکی از بیماراعه ولی...)
کوک:خانم لی ا/ت؟
ا/ت:خودم هستم بفرمایید؟
کوک:همراه کیم تهیونگم
ا/ت:(ترسیدم,میخواد بهم اسیب بزنه؟ناخوداگاه یه قدم رفتم عقب متوجه شد)
کوک:کاریتون ندارم نگران نباشید شاید مافیا باشم ولی اسیبی به ادمای بی گناه نمی زنم فقط خواستم بگم تعریفتون زیاد به گوشم خورده و بهترین روانشناس کره هستید لطفا دوست منو خوب درمان کنید
ا/ت:(خجالت کشیدم و سرمو انداختم پایین زود قضاوت کردم فقط خواست بهم بگه حواسم به دوستش باشه)من معذرت می خوام فقط از صبح روز خوبی نداشتم لطفا معذرت خواهیمو بپذیرید و در ضمن دوست شما کامل جاش پیش من امنه نگران نباشید
کوک:اشکالی نداره متوجهم و ازتون ممنونم
ا/ت:(لبخند)باید برم پیش دوست شما برای اولین جلسه لطفا نگران نباشید
کوک:بله ممنونم ازتون
ا/ت:(لبخندی زدم و راه افتادم از استرسم کم نشده بود ولی امید گرفتم به اتاق رسیدم و واردش شدم با دیدن اون چهره خشکم زد اون جدی.....)
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

سرنوشت پارت (۱۲)

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط