دیدی وقتی دستت رو با کاغذ میبری اذیتت میکنه میسوزه از فکر

دیدی وقتی دستت رو با کاغذ میبری اذیتت میکنه میسوزه از فکرت بیرون نمیره ، اما مثلا وقتی با چاقو میبری بعده چند دقیقه فراموش میکنی ...
در واقع کاغذ که از چاقو بّرنده تر نیست ...

تو از کاغذ توقع آسیب رسوندن نداشتی
اینم حکایت بعضیاس که ما ازشون توقع نداریم ولی بدترین ضربه هارو بهمون میزنن
دیدگاه ها (۱)

ديدى وقتى دستت رو با كاغذ ميبرى اذيتت ميكنه ميسوزه از فكرت ب...

ديدى وقتى دستت رو با كاغذ ميبرى اذيتت ميكنه ميسوزه از فكرت ب...

ديدى وقتى دستت رو با كاغذ ميبرى اذيتت ميكنه ميسوزهاز فكرت بي...

ديدى وقتى دستت رو با كاغذ ميبرى اذيتت ميكنه ميسوزه از فكرت ب...

دیدی وَقتی دَستِت رو با کاغَذ میبُری اَذیَتِت میکُنه میسوزه ...

دیدی وقتی دستت رو با کاغذ میبری اذیتت میکنه میسوزه از فکرت ب...

ديدى وقتى دستت رو با كاغذ ميبرى اذيتت ميكنه ميسوزه از فكرت ب...

دیدی وقتی دستت رو با کاغذ میبریاذیتت میکنه؛ میسوزه؛ از فکرت ...

دیدی وقتی دستت رو با کاغذ میبری اذیتت میکنه میسوزه از فکرت ب...

ديدى وقتى دستت رو با كاغذ ميبرى اذيتت ميكنه ميسوزه از فكرت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط