قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

بخش اول:
صلحی که از جنگ سنگین‌تر بود

بسم الله الرحمن الرحیم

تا اینجا از یاران امام علی (ع) گفتیم؛ از مالک و عمار و میثم و کمیل و قیس و محمد و زید.
اما حالا باید از کسی بگوییم که پس از امام علی (ع)، بار امامت و خلافت را به دوش کشید.
کسی که صلحش، به اندازه شمشیر پدرش، اسلام را زنده نگه داشت.
اما حیف که در تاریخ ما، مظلوم‌تر از همه اهل بیت (ع) مانده است.

ابتدا باید تکلیف را روشن کنیم

قبل از هر چیز، باید یک سوال را جواب دهیم:
آیا اساساً جنگ و صلح، دست امام است یا تابع شرایط؟

بعضی فکر می‌کنند امام یا باید همیشه بجنگد، یا همیشه صلح کند.
اما منطق اهل بیت (ع) چیز دیگری است.
امام، وظیفه‌اش حفظ اسلام است، نه فقط جنگیدن.
حالا این حفظ، گاهی با شمشیر ممکن است (مثل کربلا)،
گاهی با صلح (مثل صلح امام حسن)،
گاهی با دعا و اسارت (مثل امام سجاد)،
گاهی با تشکیلات مخفی (مثل امام صادق).

پس صلح یا جنگ، اصل نیست. حفظ اسلام، اصل است.
اگر این را نفهمی، نه کربلا را می‌فهمی، نه صلح امام حسن را.

میراث شوم برای امام حسن (ع)

وقتی امام حسن (ع) به خلافت رسید،
با سه بحران ویرانگر روبرو بود که از دوران پدرش به ارث رسیده بود:

۱. بحران نظامی: سپاهی خسته و بی‌اعتماد
سپاه عراق، همان سپاهی بود که در صفین جنگید،
اما حالا دیگر آن روحیه را نداشت.
سال‌ها جنگ داخلی (جمل، صفین، نهروان)،
آنها را فرسوده کرده بود.
بسیاری از سربازان، دیگر انگیزه‌ای برای جنگ نداشتند.

۲. بحران سیاسی: فرماندهان خریدنی
معاویه بیست سال بر شام حکومت کرده بود.
پول داشت. رسانه داشت. شبکه جاسوسی داشت.
فرماندهان سپاه امام حسن (ع)،
یکی یکی با پول و وعده تطمیع می‌شدند.
حتی عبیدالله بن عباس، فرمانده جلودار سپاه امام،
با یک میلیون درهم خریداری شد و به معاویه پیوست.

۳. بحران اجتماعی: خواصی که تحلیل نداشتند
مردم کوفه، اکام علی (ع) را با چشم خود دیده بودند،
اما هنوز بسیاری‌ از آنها نمی‌فهمیدند که «ولایت» یعنی چه.
همان‌ها که در صفین، امام را مجبور به حکمیت کردند،
حالا به امام حسن (ع) می‌گفتند: «تو اهل صلحی، ما اهل جنگیم!»
اما وقتی امام اعلام جهاد کرد،
همان‌ها در خانه‌هایشان ماندند.

امام حسن (ع) در توصیف این وضعیت فرمود:
«به خدا سوگند، اگر با معاویه می‌جنگیدم،
همین مردم مرا به معاویه تحویل می‌دادند.»

این جمله، خلاصه تمام درد امام است.

🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعده‌گاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی

#خسف #امام_حسن_مجتبی #صلح_امام_حسن #کریم_اهل_بیت #معاویه #جریان_شناسی #ولایت_مداری #قرارگاه_بصیرت
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

قالیباف نماد تزویر وفریب وقدرت طلبی هستکسی که برای قدرت و حب...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش اول)

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

﷽♨️جنگ قبلی رو راه انداختین و درد جنگ منطقه‌ای رو چشیدین‼️ای...

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش اول)

🎥 توهین باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به مردم مبعوث: کسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط