پری دزدیده شده P:5

چانگبین ساعت‌ها همانجا روی کاشی‌های سرد حمام نشست و با صدایی که سعی میکرد هر لحظه ملایم‌تر و آرام‌بخش‌تر شود داستان‌های ساده‌ای از دریا و از امواج آرام ساحل دورافتاده‌ی شهر و از آرزوهایش برای کشف ناشناخته‌ها برای آن موجود غمگین تعریف کرد چانگبین متوجه شد که پری دریایی با هر کلمه آرام‌تر می‌شود و آن لرزش بی امان شانه‌هایش جای خود را به تنفسی منظم میدهد انگار کلمات چانگبین حکم مرهمی برای زخم‌های کهنه‌ی او را داشتند
چند روز همینطور گذشت لینو با احتیاط تمام مواد غذایی و منابع آب تصفیه‌شده تهیه می‌کرد و چانگبین تمام وقتش را صرف پری دریایی که حالا اسمش را «جونگین » گذاشته بود کرد بود
یک شب وقتی جونگین با نگاهی که حالا لبریز از اعتماد و سپاسگزاری بود به چانگبین خیره شد برای اولین بار صدایی شبیه به برخورد قطرات باران روی شیشه از گلویش خارج شد زبانی که چانگبین نمی‌فهمید اما مفهومش را با تمام وجود درک می‌کرد او با چشمان درشت و قهوه‌ای‌اش به چانگبین اشاره کرد و دستش را به سمت سینه‌ی او برد و برای اولین بار چانگبین حس کرد که ارتباطی عمیق و غیرقابل‌توصیف بین آن‌ها شکل گرفته اما خستگی این چند روز پر تنش و مراقبت‌های شبانه‌روزی بالاخره بر چانگبین غلبه کرد و او در حالی که کنار لبه‌ی وان نشسته بود پلک‌هایش سنگین شد و به خوابی عمیق فرو رفت
در سکوت نیمه‌شب که تنها صدای تیک‌تیک ساعت دیواری در خانه می‌پیچید فضای حمام به طرز عجیبی تغییر کرد دم سیاه و بلند فلیکس که زیر آب می‌درخشید ناگهان شروع به درخشش شدیدی کرد گویی انرژی نهفته‌ای از قلب پولک‌هایش آزاد می‌شد و آب وان را به تلاطم انداخت جونگین با احتیاطِ فراوان از وان بیرون خزید پوستش در تماس با هوای خنک حمام شروع به تغییر بافت داد و در یک آن اون دم رویایی و پولک‌دار با نوری ملایم و نقره‌ای‌رنگ ناپدید شد و به جای آن دو پای انسانی ظریف و کشیده پدیدار گشت او که از حس جدید وزن بدنش روی زمین سرگیجه داشت با دست‌هایی که حالا لرزان بودند به دیوار تکیه داد تا تعادلش را حفظ کند و در حالی که با کنجکاوی و وحشت به پاهای ناآشنایش نگاه می‌کرد قدمی لرزان به سمت چانگبین برداشت که همچنان در خوابی شیرین فرو رفته بود گویی او بالاخره راهی پیدا کرده بود تا برای اولین بار در کنار کسی که او را از آن زندان تاریک نجات داده بود در دنیای خشکی قدم بگذارد و پیوند میانشان را به واقعیتی عجیب‌تر از هر افسانه‌ای تبدیل کند...
#فیک #استری_کیدز #چانگبین #سئو_چانگبین #جونگین #یانگ_جونگین #استریکیدز #چانگنین
دیدگاه ها (۱۳)

ای سایه ها خاموش باشیدای سایه های کوچک تاریکحالا که خوشبختی...

هم‌سلولی خطرناک (پارت آخر)× برو، قبل از اینکه پلیس پیدات کنه...

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

آنچه در فیلم می‌بینید ستاره دریایی باردار نیست. مطلقاً هیچ س...

$-The Fairy's - Monster's wrong love-$👒Part 3 👒آن روز فرا رس...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۷صبح روز بعد، فضای مدرسه کاملاً متفاو...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

پارت 2

p38

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط