«عشـق میـان خونـ»

«عشـق میـان خونـ»
پارتـ³
ــــــــــــــــــــــــــ
ویو جولیا:
با چیزی که چند دقیقه ی پیش مشاهده کردم،بدون توجه به گوشه ای از یخچال سیرک مراجعه کردم.

گوشه ای نشستم.

سردی زمین با گرمای بدنم تضادی داشت.

صداهای جیغ مردم هنوز از پشت در آهنی شنیده می‌شد.

آروم زیر لب زمزمه کردم.:

+عجله کن عجله کن،از خواب بیدار شو...

آنقدر آروم زمزمه کردم که حتی خودمم به سختی متوجه ی حرفم شدم.

کم کم احساس سرما کردم.

زانو هام رو به آرومی بالا آوردم و توی خودم جمع شدم...

در همین حین متوجه شدم دیگر صدای جیغی نمیاد...

نکنه...
نکنه....

وایییی نه

همون لحظه تقه ای از پشت در آهنی اومد.

صدا در یخچال سیرک اکو شد...

با ترس از جام بلند شدم...

استرس خواستی کل بدنمو فرا گرفته بود.

با چشمانی پر از اشک به قفسه هایی در از آلاسکا و گوشت و...نگاه میکردم تا مکانی برای پنهان شدن پیدا کنم.

صدایی بیشتر به گوشم خورد به در آهنی نگاهی انداختم.

و....

در آهنی با صدایی بلند باز شد و بادی به صورتم زد...

تموم شد...

آروم آروم به سمت عقب قدم برداشتم.

اما اون...

اون قاتل با نیشخندی خبیثانه خیره بهم بود...

آنقدر به عقب قدم برداشتم که به قفسه ی سرد یخچال برخورد کردم...

تعدادی آلاسکا و آبمیوه به جلوی پاهایم پرتاب شد...

متوجه نگاه های قاتل به قوطی شیرموز ها شدم.
«کوک در هر موقعیتی:»

و بعد با همان نیشخندی به من نگاهی انداخت...

خیره شد بود...

با استرس چشمانم رو روی هم گذاشتمو زمزمه کردم:

+اگه میخوای انجامش بدید زودتر انجامش بده...

اما هیچ اتفاقی نیفتاد.

خواستم چشمانم را باز کنم...

اما...

تا چشمانم را باز کردم،سوزشی در کردنم حس کردمو سیاهی...

ادامه دارد...

ببخشید کم شددد

شرطا
¹⁰ لایک
¹⁰ کامنت
دیدگاه ها (۱۶)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_90بعد از تموم شدن حرفش از آش...

پارت ۱۶ (صبح)چشمانم را باز کردم آفتاب از پرده های حریری اتاق...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆صدای زنگ گوشی باعث شد از خواب ...

The unwanted roommate

چند پارتی

پارت نوزدهم《Custom kiss》 +رفتم سم...

برده عمارت جئون

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط