شاید باورت نشود

شاید باورت نشود
گاهے از شدت دلتنگے
راضے بہ هرچہ بودن میشوم بجز خودم !

مثلاً همین امروز
آرزو مے ڪردم
شاپرڪ ِگرفتار

در تار ِعنڪبوت گوشہ ے اتاقت باشم

همان قدر نزدیڪ
همان قدر بیچارہ ...

هستے دارایے
دیدگاه ها (۱۵)

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

.شاید باورت نشود گاهی از شدت دلتنگی راضی به هرچه بودن میشوم ...

شاید باورت نشود گاهی از شدت دلتنگی راضی به هرچه بودن میشوم ب...

شاید باورت نشودگاهیاز شدت دلتنگیراضی به هرچه بودنمیشوم بجز خ...

شاید باورت نشود گاهی از شدت دلتنگی راضی به هرچه بودن میشوم ب...

شاید باورت نشود گاهی از شدت دلتنگی راضی به هرچه بودن میشوم ب...

.شاید باورت نشود گاهی از شدت دلتنگی راضی به هرچه بودن میشوم ...

شاید باورت نشود گاهی از شدت دلتنگی راضی به هرچه بودن میشوم ب...

:شاید باورت نشود گاهی از شدت دلتنگی راضی به هرچه بودن میشوم ...

•شاید باورت نشود گاهی از شدت دلتنگی راضی به هرچه بودن میشوم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط