{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین خبر : طنز/ آق کِمال افطاری می‌دهد

آخرین خبر : طنز/ آق کِمال افطاری می‌دهد
تاریخ انتشار: 95/04/10 13:2
خراسان/ هرکدومِ‌مان داشتِم پای سفره افطار حلیم مُخوردم و زار مِزَدم. تقریبا کار همیشگی‌مانِه که وقت افطار یواشکی یا تابلو اشک بریزم، چون همزمان مشه با برنامه ماه‌عسل. آقاجان در حالی که داشت بغضشه قورت مِداد و از خانم بزرگ نمکدون مِگرفت، گفت: «شما نِمِخِن خانواده آقای دکتر ره افطار دعوت کنِن؟» خوشحال رفتُم ولی به روی خودُم نیاوردُم. مادرُم که داشت اشکاشِه پاک مِکرد گفت: «چرا اتفاقا دیروز صحبتش بود، منتظر بودم ایام شهادت بگذره تا دعوتشا کنِم. شمایَم کمتر نمک بزنِن به غذاتا!» خانم‌بزرگ گفت: «چی کار خوبی. به ای هوا دور هم جمع مشم و تکلیف ای دوتا جوونَم روشن مُکنِم. همو شکره بدن.» آقام در حالی که داشت شکرپاشه مِداد دست خانم‌بزرگ گفت: «خیلیم خوب. پس یَگ دیگ شله می‌گیرُم، بقیه‌اش هم با شما خانما. خانم وَخِه بهشا زنگ بزن برِی جمعه‌شب دعوتشا کن. حاج‌خانم شمایَم کمتر شکر بیریزن!» حالا مو ره میگی ای وسط داشتُم بال درمی‌آوردُم. هرچند نِمدنستُم که ای کار درستیه یا نِه، ولی آقام و بابای کاملیا خانم ایقَد با هم رفیق رفته بودن و مادراما هم با هم صمیمی شده بودن که مِترسیدُم اصلا بحث ازدواج ما دو تا چُغوک عاشق یادشا بره و مهمونی تبدیل بره به دورهمی رفاقتی!
مادرُم گفت: «کِمال جان تویَم به مَسود رفیقت و خانمش بگو که بیَن، تا احساس تِنهایی نِکنه عروس گلُم» اوه! روم نشد بُگُم جان ما کوتاه بیِن! درسته مسود رفیقمِه ولی جاش اینجی نیست خو. واز یگ دَری‌وَری مِگه آبروما ره مِبره. گفتُم: «چعشُم. شمایَم لازم نیست زحمت بکشِن. خودُم سر راه شله مِخرُم، با نون قاق و یک سطل فرنی.» مادرُم گفت: «نِه پسر گلم، خودُم فرنی مخصوص دو رنگ درست مُکنُم.» آبجیم که داشت با صفحه تلویزیون و عکس احسان علیخانی سلفی مِگرفت تا بفرسته بری برنامه گفت: «منم تیرامیسو و موهیتو درست می‌کنم، رو کم‌کنی!»
خدا به خیر بگذرونه ای مهمونی رِه، حالا تا جمعه‌شب بگذره و ببینِم سرنوشت ما چی مِشه. اصلا آیا وقت درَن و مِتنَن بیَن یا نِه. تو ای فکرا بودُم که برارُم جِمال آمد کنارُم و گفت: «داداش حلیمته نِمخِی؟» فرصت نِداد تکون بخورُم، هنوز حرفش تموم نرفته بود که نمک و شکر ره با هم خالی کرد تو بشقابم و شروع کرد به خوردن!
آق‌کِمال



با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید
www.akharinkhabar.com/Pages/News.aspx?id=2780126
دیدگاه ها (۱)

*پارت سوم*

مادرم آرزوش این بود که روز اول تحصیل منو تا دم مدرسه ببره.لا...

عمارت اون مافیای ترسناک. پارت۶

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁 #amd_msn11

🔴🎥 لاریجانی کارشناس ارشد مسائل سیاسی: بند اول یادداشت تفاهم ...

😱 الان فهمیدم چرا پروازای ایرانو بستن@moje_biseshish | موج ۲...

#انرژی_مثبت #کلیپ_طنز #کلیپ_باحال #سوژه_شادی #کلیپ_رقص #حس_خ...

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط