امشب پس از مدتها توانستم کنارم مجسمش کنم
امشب پس از مدتها توانستم کنارم مجسمش کنم
انگار سرش روی پایم بود و در خواب ناز بود
محو تماشایش بودم
که ناگهان صدای اذان از پنجره نیمه باز اتاق
پیچید در فضای اتاقم
بعد مدتها کفر مطلق
امروز گوییا مفهوم اذان را بهتر میفهمیدم
"الله اکبر"
آری راست میگوید
تو خیلی بزرگی آقاا
گواهی میدهم خدایی جز تو و آغوشت را بنده نیستم
گواهی میدهم تو پیام آور مهر و عشق و رحمتی
میشتابم به سمت بهترین کارها " بوسه "
بدون شک بهترین کار هاست
و من خدایی جز تو ندارم
زیر لب زمزمه میکنم
حی علی الآغوش
حی علی البوسه
حی علی النوازش
حی علی ال "تو"
و
سجاده آغوشم را به سمت قبله چشمانت پهن میکنم و
غرق نیایش و پرستشت میشوم
خدااااااااای مهربان من ...
انگار سرش روی پایم بود و در خواب ناز بود
محو تماشایش بودم
که ناگهان صدای اذان از پنجره نیمه باز اتاق
پیچید در فضای اتاقم
بعد مدتها کفر مطلق
امروز گوییا مفهوم اذان را بهتر میفهمیدم
"الله اکبر"
آری راست میگوید
تو خیلی بزرگی آقاا
گواهی میدهم خدایی جز تو و آغوشت را بنده نیستم
گواهی میدهم تو پیام آور مهر و عشق و رحمتی
میشتابم به سمت بهترین کارها " بوسه "
بدون شک بهترین کار هاست
و من خدایی جز تو ندارم
زیر لب زمزمه میکنم
حی علی الآغوش
حی علی البوسه
حی علی النوازش
حی علی ال "تو"
و
سجاده آغوشم را به سمت قبله چشمانت پهن میکنم و
غرق نیایش و پرستشت میشوم
خدااااااااای مهربان من ...
- ۵۶۱
- ۰۲ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط