{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب پس از مدتها توانستم کنارم مجسمش کنم

امشب پس از مدتها توانستم کنارم مجسمش کنم
انگار سرش روی پایم بود و در خواب ناز بود 
محو تماشایش بودم 
که ناگهان صدای اذان از پنجره نیمه باز اتاق
پیچید در فضای اتاقم
بعد مدتها کفر مطلق 
امروز گوییا مفهوم اذان را بهتر میفهمیدم
"الله اکبر"
آری راست میگوید 
تو خیلی بزرگی آقاا
گواهی میدهم خدایی جز تو و آغوشت را بنده نیستم
گواهی میدهم تو پیام آور مهر و عشق و رحمتی 
میشتابم به سمت بهترین کارها " بوسه "
بدون شک بهترین کار هاست 
و من خدایی جز تو ندارم
زیر لب زمزمه میکنم 
حی علی الآغوش
حی علی البوسه
حی علی النوازش
حی علی ال "تو"
و 
سجاده آغوشم را به سمت قبله چشمانت پهن میکنم و
غرق نیایش و پرستشت میشوم 
خدااااااااای مهربان من ...
دیدگاه ها (۲)

.معشوقه ی زیبای من...چشمهایت را نبند...حتی پلک هم نزن...میخو...

نمیدانم چه حکمتی است ؟اما، همینکه بتو فکر میکنم...نوایِ موسی...

این روزهاخیلی چیزها ،دست خودم نیستمثلادست خودم نیست اگر انگش...

دلتنگ دلتنگم !! هر کس جای من بود "می برید" اما ..!!من هنوز "...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

تاتامی

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدیبند ۱۳: رنج‌ ب...

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدیبند ۱۳: رنج‌ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط