فیک: عـ‌شـ‌ق نـ‌ا تـ‌مـ‌ام/ UNFINISHED love

فیک: عـ‌شـ‌ق نـ‌ا تـ‌مـ‌ام/ UNFINISHED love
پـ‌ارت [14]
ناهی:شب بخیر خاله
+خب مامان برو بخواب دیگه
م.س:شب بخیر بچه هاااا چیز سوجین وو یخچال پیتزا هست خواستین بخورین
+اوم باشه
.
.
.
+چه زود چشات خسته شده
ناهی:ساعت ۴ صبحه خو
+میگم ناهی زنگ بزنم به کوک
ناهی:نه
+پس فردا زنگ میزنم
ناهی:بیا بگیریم بخوابیم دیگهههه
+عه باشه
ناهی:ببینم اگه وقتی خوابی پارتو بندازی روم..*سوجین به حرفش گوش نکرد*
+*پاشو انداخت روش*
ناهی:یااا
+خخخخ
+ناهیی
ناهی:چتععع
+خوابم نمیاد
ناهی:بخوابی خوابت میاد
+چی زدی اصن جمله منطقی نبود
ناهی:میگم بخواب
+چشم
.
.
.
*پرش زمانی به یه هفته بعد*
ناهی:خب خاله خیلی خوش گذشت این هفته
م.س:بازم بیا قول میدم دفعه های بعد بیشتر خوش میگذره
ناهی:چشم حتما
+خب بای بایییی
ناهی:خدافص*رف*
+مامان کوک و اینا ساعت چند برمیگردن؟
م.س:ساعت ۸
+من میرم شام درست کنننممم
م.س:وا تو مگه شام درست کردن بلدی
+ارههه
م.س:آشپزخونه رو نزنی بهمم
+نگران نباششش
‌م.س:تو برو کارتو بکن منم میرم یه سر با دوستم حرف میزنم *رف*
+باشه
+عاااااممم خوب چی درست کنم اول بولگوگی بعد سمگیوپسال و جاپچه سوشی هم درست میکنم سوپ سئولئونگ هم همینطور (همشون غذان از خودم در نیاوردم-_-)
*هنه غذا هارو درست کرد کل ظرف هارو هم شست و ساعت هفت و نیم بود وقتی تموم شد*
+واوووو چه کردم
م.س:وای جه بوی خوش مزه ای میاددد
م.س:دختر آفرینننن
+تنککک
+مامان من میرم دوش بگیرم زود بیام
م.س:باشه عزیزم
.
.
.
سوجین*
بعد اینکه یه دوش سریع گرفتم یه لباس خوشگلی پوشیدم[عکسشو میزارم]و یه کوچولو آرایش کردم و سریع رفتم پایین
م.س:برو درو باز کن اومدن
+چشم
+سلااااممم
پ.س:سلام خوشگل بابا
+کوکککک*پرید بغلش*
سوجون:چه شلغم زیباییم
_سلام پرنسس
پ.س:بوی خوبی میاد
_آجوما برگشته؟آخه مگه نگفته بود من سه هفته نیستم
+شما برین بالا دست و صورتتون رو بشورین و لباساتون رو عوض کنین بعد بیاین
همه جز مامانش:باشه
.
.
.
_واقعا اینارو سوجین درست کرده؟واو
سوجون:چقد خوشمزززس
پ.س:نمیدونستم دخترم همینقدر با استعداده
+*لبخند*
.
.
.
+خبببب درست کردنش با من بود شستن ظرف ها هم با شما بایییبااایییی*فرار کرد اتاقش*

_خبببب منم که خستم میرم پیش سوجین *ایشونم فرار کرد*
پ.س:آخخ کمرم چقد درد میکنه*آروم آروم رف اتاق خودشون*
م.س:دلم برا شوهرم تنگ شده میرم پیشش*اینم رف*
سوجون:سلام دوستان*روبه ظرف ها*
سوجون:چرا زودتر بهونه نیاوردم
.
‌.
.
خب بعد نظرتون چیه که شرط بزاریم؟
۲۰ تا کامنت🥲👈🏿👉🏿
۲۰ تا لایک🥲👈🏿👉🏿
دیدگاه ها (۱۱۷)

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

پارت ۲

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

p3

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

چند پارتی( وقتی خانواده هات ازت بدشون میومد )........‌.........

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط