{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت میز

پشت میز


ساعت 07:30 صبح، امام جمعه وقت گیلان به استانداری آمد. از من پرسید: آقای استاندار کجاست؟ جواب دادم: اطلاعی ندارم. هنگام رفتن، یادداشتی با کنایه برای شهید انصاری نوشت: «استاندار و والی نظام جمهوری اسلامی باید به‌موقع در محل کارش حضور یابد!»

نیم ساعت بعد که آقای انصاری آمد، فهمیدم که ساعت ۶ صبح به کشتارگاه انزلی رفته و از کشتار دام آنجا بازدید کرده‌اند. وقتی یادداشت را به آقای انصاری دادم، ایشان گفتند با آقای لاهوتی تماس بگیرید و بگویید انصاری گفت: «من بعد از اینکه برای نماز صبح بیدار شدم، به محل کارم رفتم. محل کار من فقط پشت میز استانداری نیست. جای‌جای استان، محل کار من است.»


آقای لاهوتی وقتی این را شنید خیلی خجالت کشید و در پاسخ گفت: «من چطوری از این جوان عذرخواهی کنم؟»



منبع: کتاب استاندار آسمانی
راوی: مهندس انصاری جوینی، مسئول دفتر شهید انصاری
شهید مهندس علی انصاری، استاندار انقلابی گیلان


#شهدا
|||||||||||||||||||||||| #مسجدنما #مدرسه_نما

سایت مسجد نما:
http://masjednama.ir

مسجدنما در سروش: http://sapp.ir/masjednama_ir

کانال مسجدنما در پیام رسان بله :
https://ble.im/masjednama

مسجدنما در ایتا »
https://eitaa.com/masjednama

مسجدنما در توییتر »
https://twitter.com/masjednama
دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

فیک

Twelve

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت پنجمویو کوک :صبح، هنوز هوا کاملاً ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۸ صبح روز بعد، جونگ...

پارت ۶

♦️محل شهادت شهیدان انصاری و نورانی گلباران شد🔹️صبح امروز محل...

زنان و فرار از خیاباناین خانم‌هایی که صبح تا شب در خیابان هس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط