" شعر قشنگیه بادقت بخونید"
" شعر قشنگیه بادقت بخونید"
قطره ای در صدفی پنهان شد. رفته رفته به صدف مهمان شد.
در نهانخانه تاریک صدف، چند روزی که گذشت...
دید منزل تنگ است، در و دیوار صدف چون سنگ است.
کمی آزرده شد از خود پرسید:
علت آمدنم اینجا چیست؟ قطره ها آزادند، در دل موج زمان فریادند. چیست معنای خود آزاری من؟ چیست بیماری من؟
اگر روزنه ای باز شود دور شوم، ساکن منطقه روشنی و نور شوم...
صدف آهسته شنید این نجوا، گفت:
ای کودک خرد دریا! شکوه کم کن که در این بحر عمیق، ما نگردیم به کس یار و شفیق.
ارزشت بیشتر از شبنم نیست، مثل تو در دل دریا کم نیست.
ما به کس در دل خود جا ندهیم، تا ندانیم که ارزش دارد بی جهت منزل و ماوا ندهیم
اگر امروز تو در سینه من پنهانی، یا به قول خودت افتاده در این زندانی
مکن از بخت شکایت که بدون تردید، تو در این خانه تاریک ، شوی مروارید.
قطره ای در صدفی پنهان شد. رفته رفته به صدف مهمان شد.
در نهانخانه تاریک صدف، چند روزی که گذشت...
دید منزل تنگ است، در و دیوار صدف چون سنگ است.
کمی آزرده شد از خود پرسید:
علت آمدنم اینجا چیست؟ قطره ها آزادند، در دل موج زمان فریادند. چیست معنای خود آزاری من؟ چیست بیماری من؟
اگر روزنه ای باز شود دور شوم، ساکن منطقه روشنی و نور شوم...
صدف آهسته شنید این نجوا، گفت:
ای کودک خرد دریا! شکوه کم کن که در این بحر عمیق، ما نگردیم به کس یار و شفیق.
ارزشت بیشتر از شبنم نیست، مثل تو در دل دریا کم نیست.
ما به کس در دل خود جا ندهیم، تا ندانیم که ارزش دارد بی جهت منزل و ماوا ندهیم
اگر امروز تو در سینه من پنهانی، یا به قول خودت افتاده در این زندانی
مکن از بخت شکایت که بدون تردید، تو در این خانه تاریک ، شوی مروارید.
- ۱.۱k
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط