{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها بودن آنقدرها هم بد نیست؛

تنها بودن آنقدرها هم بد نیست؛
فرصت می­کنی کمی با خودت خلوت کنی،
از خودت بپرسی خوابت می­آید یا نه.

خودت را به تخت بری
و به خواب بزنی تا ببینی وقتی که خوابی، خودت را می­بوسی یا نه.

صبح کمی زودتر از خودت بیدار شوی
و برای خودت چای دم کنی،
خودت را دعوت کنی سر میز
و یک لقمه بزرگ کره و عسل برای خودت بگیری.
شاید حتی وقت کنی کفش­های خودت را جلوی پایت جفت کنی
و پشت پنجره بایستی
و برای خودت دست تکان بدهی،
تمام خانه را مرتب کنی که وقتی برگشتی از خودت استقبال کنی،

اما اگر هوا تاریک شد و خودت برنگشتی؟!...
باید به تمام آشناها زنگ بزنی
و سراغ خودت را بگیری.
گاهی هم باید کمی نگران خودت بشوی..
دیدگاه ها (۵)

ایستاده ام تنها پشت میله های خاطرات دیروزاین جا انگشت هایم ر...

ﺣـــــــﺲ نوشتن ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﯾڪ ﺩﻧﯿﺎ ﺣﺮﻑﺍﻣﺎ ﺍین ﺑﺎﺭ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﺣﻘــــ...

غروب جمعه که می آید عقربه های ساعت پیر می شوند آهسته آهسته ق...

دوستت دارم.وچقدر شبیه" عصر جمعه‌ها‌ "ست این جمله .....تا دلت...

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

⚫️ وقتی هم دبیر شورای عالی امنیت ملی هستی و هم نماینده‌ی رهب...

Scenario bts #سناریو "وقتی‌تو‌ماشین‌خوابت‌میبره" نامجون:مسیر...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوجی ایتادوری)وقتی ناراحتی، با ک...

اسم داستان :{{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب ...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

قبل از خوندن درس از خودت امتحان بگیر؛ حتی اگه هیچی بلد نیستی...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط