آکازا: پارت ۱(عشق بچگی)
آت: پسر بچه ای رو دیدم که بهش میخورد هم سن من باشه. سورتش خاکیه خاکی بود.با گوشه ی کیمونوم صورتش رو تمیز کردم. با چشای اقیانوسیش بهم خیره شد. بهش گفتم: اسمت چیه.
روشو اونور کرد و با لحن سرد گفت: مهمه؟
بدون اینکه به حرفش توجه کنم گفتم: اون تتو هایی که تو روی گردن و مچ دستات داری رو منم دارم.
با تعجب روشو سمتم چرخوند و استین کیمونوم رو بالا زدم و یقه ی کیمونوم رو کمی جابه جا کردم تا تتو معلوم شه. با صورت تعجب زده گفت: تو هم دزدی؟
با لبخند دندون نما بهش نگاه کردم و گفتم: اره، میای تیم شیم؟
با صورت ناراحت سرش رو به پایین انداخت و گفت: من دلم نمیخاد دزدی کنم ولی مجبورم. پدرم مریضه و من پول خرید قرص رو ندارم. بخاطر همین دزدی میکنم.
با صورت ناراحت بهش نگاه کردم و گفتم: منم نمیخام دزدی کنم اما..... اما چون پول ندارم مجبورم. پدر و مادرم ولم کردن چون بچه نمیخاستن. چون خودشون هم پول نداشتن منو به پرورشگاه فروختن و منم بعد ۵ سال فرار کردم. الان ۵ساله که دزدی میکنم و سه بار منو گرفتن.
بهم نگاه کرد و دستشو جلو اورد و گفت: من هاکوچی ام. اسم تو چیه؟
با لبخند بهش نگاه کردم و بهش دست دادم و گفتم: من آت هستم. از دیدنت خوش بختم. خب... الان باهم دوستیم درسته؟
با لبخند و دندون نما ایی بهم نگاه کرد و گفت: آره
منتظر پارت ۲ باشین. سیونارا😊
روشو اونور کرد و با لحن سرد گفت: مهمه؟
بدون اینکه به حرفش توجه کنم گفتم: اون تتو هایی که تو روی گردن و مچ دستات داری رو منم دارم.
با تعجب روشو سمتم چرخوند و استین کیمونوم رو بالا زدم و یقه ی کیمونوم رو کمی جابه جا کردم تا تتو معلوم شه. با صورت تعجب زده گفت: تو هم دزدی؟
با لبخند دندون نما بهش نگاه کردم و گفتم: اره، میای تیم شیم؟
با صورت ناراحت سرش رو به پایین انداخت و گفت: من دلم نمیخاد دزدی کنم ولی مجبورم. پدرم مریضه و من پول خرید قرص رو ندارم. بخاطر همین دزدی میکنم.
با صورت ناراحت بهش نگاه کردم و گفتم: منم نمیخام دزدی کنم اما..... اما چون پول ندارم مجبورم. پدر و مادرم ولم کردن چون بچه نمیخاستن. چون خودشون هم پول نداشتن منو به پرورشگاه فروختن و منم بعد ۵ سال فرار کردم. الان ۵ساله که دزدی میکنم و سه بار منو گرفتن.
بهم نگاه کرد و دستشو جلو اورد و گفت: من هاکوچی ام. اسم تو چیه؟
با لبخند بهش نگاه کردم و بهش دست دادم و گفتم: من آت هستم. از دیدنت خوش بختم. خب... الان باهم دوستیم درسته؟
با لبخند و دندون نما ایی بهم نگاه کرد و گفت: آره
منتظر پارت ۲ باشین. سیونارا😊
۵.۴k
۲۵ آذر ۱۴۰۲
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.