فاصله یک لبخند تا جنون
𝐏𝐚𝐫𝐭: ❼❼
ادامه پارت ⁷⁷
بعد به ا/ت نگاه کرد.
— ولی این آدم چیزهایی میدونه که شورای سایه نمیخواد ما بدونیم.
ا/ت پرسید:
— میریم؟
تهیونگ بدون مکث گفت:
— آره.
یونگی اخم کرد.
— حتی اگه تله باشه؟
تهیونگ نگاهش را سرد کرد.
— مخصوصاً اگه تله باشه.
لپتاپ را بست.
اما قبل از اینکه اتاق را ترک کنند، ا/ت دوباره به صفحه نگاه کرد.
آخرین پیام هنوز آنجا بود.
«من قاتل پدرتان نیستم.
من فقط کسی هستم که آن شب، از پشت یک دیوار، همهچیز را دید.»
دست ا/ت روی لبهی میز خشک شد.
این بار دیگر هیچ شکی وجود نداشت.
کسی که سالها در سایه پنهان مانده بود...
شاهد شب قتل پدرش بود.
---
ادامه دارد...
ادامه پارت ⁷⁷
بعد به ا/ت نگاه کرد.
— ولی این آدم چیزهایی میدونه که شورای سایه نمیخواد ما بدونیم.
ا/ت پرسید:
— میریم؟
تهیونگ بدون مکث گفت:
— آره.
یونگی اخم کرد.
— حتی اگه تله باشه؟
تهیونگ نگاهش را سرد کرد.
— مخصوصاً اگه تله باشه.
لپتاپ را بست.
اما قبل از اینکه اتاق را ترک کنند، ا/ت دوباره به صفحه نگاه کرد.
آخرین پیام هنوز آنجا بود.
«من قاتل پدرتان نیستم.
من فقط کسی هستم که آن شب، از پشت یک دیوار، همهچیز را دید.»
دست ا/ت روی لبهی میز خشک شد.
این بار دیگر هیچ شکی وجود نداشت.
کسی که سالها در سایه پنهان مانده بود...
شاهد شب قتل پدرش بود.
---
ادامه دارد...
- ۵.۶k
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط