تو را من چشم در راهم شباهنگام،
تو را من چشم در راهم شباهنگام،
که می گیرند در شاخ تَلاجن
سایه ها رنگ سیاهی ...
وَ زان دلخستگانت راست اندهی فراهم ...
تو را من چشم در راهم،شباهنگام ،
در آن دم ،که بر جا دره ها
چون مرده ماران خفتگانند...
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر
به پای سرو کوهی دام.
گَرَم یادآوری یا نه ،
من از یادت نمی کاهم ...
تو را من چشم در راهم ...
((نیما یوشیج))
که می گیرند در شاخ تَلاجن
سایه ها رنگ سیاهی ...
وَ زان دلخستگانت راست اندهی فراهم ...
تو را من چشم در راهم،شباهنگام ،
در آن دم ،که بر جا دره ها
چون مرده ماران خفتگانند...
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر
به پای سرو کوهی دام.
گَرَم یادآوری یا نه ،
من از یادت نمی کاهم ...
تو را من چشم در راهم ...
((نیما یوشیج))
- ۱.۸k
- ۲۲ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط