{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( شعر از خودم )

( شعر از خودم )
تا غم تو به سینه است ، سیل روان ز دیده است*
قهر مکن به آنچه هست چونکه غمت خریده است*
دل ز برای سوز و ساز ، ساخته شد به رمز و راز*
آه مگو چرا چنین ، داغ به دل رسیده است *
شور نبود ، نور بود ، آتش کوه طور بود *
آنچه که سینه ی مرا دشنه زد و دریده است *
نرگس مست دست بست، لعل لبش دلم شکست*
بست و شکست و بار بست پای ز دل بریده است *
آهوی دشت آرزوست ، آن که مثل به گفتگو ست*
آه مگو از او چنین ، چون شنود رمیده است *
بلبل من نو ا مزن ، نیست گلت به بوستان *
دوش سحر که باغبان ، رفت به باغ چیده است*
لالی اگر تو عاشقی ، از چه چنین سروده ای؟ *
شکوه ز یار می کنی ؟ وای اگر شنیده است *
( لطفا نظر دهید )
دیدگاه ها (۲۵)

بچه ها حال ویس زیاد خوب نیست.برای سلامتیش دعا کنید

سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان خوبم خصوصا:تیارا.مجتبی.مسعود....

( شعر از خودم ) باده دهم به لعل لب ، غمزه به ناز چشم ...

سلام وقت به خیر

گفتم که سکوت ... ! از چه رو لالی و کور ؟فریاد بکش ،که زندگی ...

گفتم كه سكوت ... ! از چه رو لالی و كور ؟ فرياد بكش ،كه زندگ...

به که باید دل بستبه که باید دل بست؟به که شاید دل بست؟سینه ها...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 به که باید دل بست به که باید دل بست؟ ...

چنین که برده شراب لبت ز دست مرامگر به دامن محشر برند مست مرا...

روز پدر پیشاپیش مبارک باد ،پیرمردی صاحبِ مال و منال/می‌گذشت ...

#رِفیقَمـ👭 #آجیمـ آیا تو کجا و ما کجائیم😪 تو زان که‌ای و ما...

توران صمدانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط