اولین رمان من قسمت 1

الستور همین جوری راه می‌رفت که...
از پشت واکس صداش کرد
واکس:(الستور سلام...امروز قرار بود بریم رستوران!)
الستور توجهی نکرد و رفت
فردا...
دم در الستور واکس نشسته بود که...
الستور برای آشغال ریختن در رو باز کرد،واکس گفت:(چرا دیروز صدات کردم جواب ندادی؟)
الستور:(داشتم فکر میکردم!)
.
.
.
.
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

چون پارت ۱۱ زیاد بود دوتا فرستادم

چند پارتـیــــــــــــــــ🖤ـــــــــــــوقتی باهات بد حرف می...

____[The Forbidden Crossing]____

وقتی طرفدارش بودی💚پارت ۲کنسرت شروع شد...خیلی هیجان زیادی داش...

#یعنی -واقیعت- داره -یا رویاست؟؟P12an20k2027خودتی .............

رمان اسیر خان پارت دوازدهم ۱۲

The unwanted roommate _________________________در رو باز کرد...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_22فصل یازدهم | ...

دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط