بر عفو بی‌حسابت این نکته‌ام گواه است

بر عفو بی‌حسابت این نکته‌ام گواه است
گفتی که یأس از من بالاترین گناه است

من غرق در گناهم مسکین و رو سیاهم
تنها تویی پناهم «لا تَقنَطُوا» گواه است

هرگز نمی‌پسندی در بر رویم ببندی
آخر کجا گریزد عبدی که بی‌پناه است

در دیده اشک سُرخم بر چهره رنگ زردم
مویم شده سفید و پرونده‌ام سیاه است

بازآمدم به سویت برگشته‌ام به کویت
این بندۀ فراری محتاج یک نگاه است

من عهد خود شکستم من راه خویش بستم
ور نه به جانب تو هر سو هزار راه است

یک جمله با تو گفتن ذکر هزار سال است
یک لحظه بی‌تو بودن یک‌عمر اشتباه است

یک یا اِلهی اَلْعَفو جبرانِ جُرمِ یک عمر
یک شام قدر با تو بِهْ از هزار ماه است
دیدگاه ها (۱)

بر عفو بی‌حسابت این نکته‌ام گواه استگفتی که یأس از من بالاتر...

عبدم ولـی عبـد گنه‌کار هم روسیاهم هم گرفتار معبود من ای حیّ ...

عبدم ولـی عبـد گنه‌کارهم روسیاهم هم گرفتارمعبود من ای حیّ دا...

عبدم ولـی عبـد گنه‌کارهم روسیاهم هم گرفتارمعبود من ای حیّ دا...

عبدم ولـی عبـد گنه‌کارهم روسیاهم هم گرفتارمعبود من ای حیّ دا...

عبدم ولـی عبـد گنه‌کار هم روسیاهم هم گرفتار معبود من ای حیّ ...

عبدم ولـی عبـد گنه‌کارهم روسیاهم هم گرفتارمعبود من ای حیّ دا...

عبدم ولـی عبـد گنه‌کارهم روسیاهم هم گرفتارمعبود من ای حیّ دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط