قسمت ۷

قسمت ۷
بعد از رفتن جیمین، هوا توی هال حسابی سنگین شده بود. جونگ‌کوک روی مبل ولو شده بود و با اخم به تلویزیون خاموش نگاه می‌کرد. غرورش به‌شدت جریحه‌دار شده بود؛ اینکه «ات» جلوی دوستش اونطوری بهش تیکه انداخته بود، اصلاً توی برنامه‌هاش نبود.

بلند شد، رفت سمت اتاق «ات» و بدون اینکه در بزنه، در رو باز کرد. «ات» داشت جلوی آمیزه‌ی اتاق موهاش رو شونه می‌کرد. با دیدن جونگ‌کوک توی آینه، بدون اینکه ترس یا تعجبی توی چهره‌اش بیفته، چرخید و گفت: «ظاهراً توی خانواده‌ی جئون، فرهنگِ “در زدن” رو بهت یاد ندادن، درسته؟»

جونگ‌کوک دست‌هاش رو توی جیب شلوارش گذاشت، با قدم‌های بلند جلو رفت و تا فاصله کمی از «ات» ایستاد. نگاه جدی و عمیقی به چشم‌های «ات» دوخت و با لحنی که این بار اثری از شوخی توش نبود، گفت: «حواست هست داری زیاده‌روی می‌کنی، مگه نه؟ جلوی دوستام خوارم کردی!»

«ات» ذره‌ای عقب نکشید. سرش رو بالا گرفت، مستقیم توی چشم‌های جونگ‌کوک نگاه کرد و با همون تنِ سرد و مطمئن گفت: «من فقط یادآوری کردم که توی این خونه، تنها نیستی. اگه انتظار داری مثل یه عروسک خیمه‌شب‌بازی ساکت بشینم و تماشات کنم، سخت در اشتباهی آقای جئون.»
فاصله‌ی بینشون خیلی کم بود. جونگ‌کوک برای چند ثانیه به لب‌های «ات» و بعد به چشم‌های نافذش خیره شد. بوی عطر ملایم و خاصی که می‌داد، داشت تمرکزش رو به هم می‌ریخت. یه لحظه با خودش فکر کرد: «این دختر واقعاً از چی ساخته شده؟ چرا از من نمی‌ترسه؟»

جونگ‌کوک خواست چیزی بگه، اما کلمات توی دهنش ماسیدند. نفس‌هاشون به همدیگه میخ شده بود. جونگ‌کوک برای اینکه از این وضعیتِ عجیب فرار کنه، یه قدم عقب رفت، نگاهی به دور و بر اتاق انداخت و گفت: «…باشه. فهمیدم. از فردا قانون‌هات رو اجرا کن، فقط دیگه توی جمع ضایعم نکن!» و سریع از اتاق بیرون زد و در رو پشت سرش بست.

«ات» وقتی رفتن جونگ‌کوک رو دید، دستش رو گذاشت روی سینه‌اش. قلبش داشت تندتند می‌زد. با اینکه جلوش خیلی محکم و خونسرد ایستاده بود، اما حضورِ جونگ‌کوک و اون نگاه‌های خیره‌اش اصلاً بی‌تفاوت نبودند. زیر لب گفت: «عجب آدمِ لجبازیه… ولی خب، حداقل حوصله‌سربر نیست!»
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۹۵

چندپارتی جونگ کوک

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

دختر و پارتی

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۹✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

### پارت ۵: طوفان در اتاق کارسرمای اتاق کار جونگ‌کوک، با ورو...

### پشت نقاب عشق 💗**پارت اول از هفت پارت****نویسنده: جئون جن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط