{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستش می دارم!

دوستش می دارم!
چرا که می شناسمش،
به دوستی و یگانگی!

شهر، همه بیگانگی و عداوت است!
هنگامی که دستان مهربانش را به دست می گیرم؛
تنهایی غم انگیزش را در می یابم...

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۲)

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

زخم فراموشی

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وسوم: یک روزِ عادی---صبح.از دخمه بیرون ...

پارت ۱:بازی سایه ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط