{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خاطرِ من خاطر تو رفته و افسوس

از خاطرِ من خاطر تو رفته و افسوس
این قصّه گذشتَ است و دگر نیست مجالت

دل کندم از آن دام پر از مکر نگاهت
خورشید پر از شعشعه ی رو به زوالت

چشمان تو آهویی و معصوم ترین چشم
بی رحمی و دل سنگی و درّنده خصالت

پرسیدی از احوال من و دیده ی تب دار
لعنت به تو و طعن شرَربار سوالت

با خاطر آسوده برو هیچ میاندیش
مهری که تو بردی ز دل این بار حلالت

تقصیر نداری تو که عمری به جفایی
لیلای همه بودی و شد شهره مثالت

گیرم که به جز ماهِ رخت ماه نباشد
تاریک بمانم نکنم رو به هِلالت

نشنیده کسی آخر افسانه ی لیلی
مجنون سر عقل آمد و بگذاشت ملالت




علی_نیاکوئی
دیدگاه ها (۴)

ابری خبر کن قاصد باران، پرستو جان!عطری بیفشان بر حیاطِ خانه،...

کسی فرق میان خوب را با بد، نمی‌فهمد  کسی حال مرا آن‌گونه که ...

...

من که دیگر نیستم حالا چه فرقی می‌کند؟بی حضور یک نفر دنیا چه ...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط