{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#خاطرات_نماز ؛ قبله پنهان 🧭🕋

#خاطرات_نماز ؛ قبله پنهان 🧭🕋

آزاده ی عزیز رمضان على زارعى می گوید :
در اوايل اسارت، ما را از اَلعماره به بغداد انتقال دادند و يك راست به استخبارات (سازمان امنيت عراق) بردند. وقتى به آنجا رسيديم، موقع ⏰خواندن نماز بود، امّا عراقيها اجازه اين كار را به ما نمى دادند⛔️. ناچار روى زمين نشستيم و براى اينكه نگهبانان متوجه نشوند، نماز را به صورت نشسته خوانديم. آن هم در چهار زاويه 💢مختلف. چرا كه حتى جرأت پرسيدن جهت قبله 🧭را از مأمورين عراقى نداشتيم.

🗓علی احمدپور ، نماز خوبان ، داستان 52.

#نماز
#دفاع_مقدس
#اسارت
🆔 @namazmt
دیدگاه ها (۰)

کیا فیلم هری پاتر رو دیدن؟وکیل این فیلم رو دوست داشتن یا دار...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هفتمکوک دوید.نه آن‌قدر که صدای ...

بچه ها من و ببخشید 🫣😞نمیخوام مثل من بشید پس فقط یه چیز کوچیک...

حسین

خوشگلم حمایت بشه تا پارت بعدی فیکش رو بزارهhttps://wisgoon.c...

لطفاً فالوشهhttps://wisgoon.com/zahra.b88me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط