سخنان خواندنی حاج آقا مجتبی تهرانی :
سخنان خواندنی حاج آقا مجتبی تهرانی :
زشت است از میهمان بپرسی چی با خودت آوردهای
خدایا! آیا آداب مهمانداری این است که از ما بپرسی چیزی خوردی یا نه؟ تو قبلاً عمل صالح داشتی یا نه؟ جاش نیست دیگه اینجا. تو روایت داشت زشت است اصلاً این سؤال. بلکه خدا آنچه دارد باید امشب تو سفره ما بگذارد. تو روایت همین را داشت دیگر!
وبلاگستان مشرق - تقی دژاکام در آخرین به روز رسانی وبلاگ «آب و آتش» به یکی از سخنرانیهای تکاندهنده حاج آقا مجتبی تهرانی «رضوان الله تعالی علیه» در شب قدر اشاره کرده و نوشته است: در شب قدر سوم در سال (13بهمن) 1375، حاج آقا مجتبی بر خلاف رویه شبهای قدر، موضوعی غیر توبه و دعا و ... مطرح کرد و بحث، مانند روال چهارشنبهشبهای سال بود. موضوع آن بحث هم «آداب مهمانداری و ضیافت در اسلام» بود. بحث با مثالهای زیادی از روایات معصومین(ع) همراه بود، اما در انتهای بحث و قبل از ذکر مصیبت، موضوع، شفافیت و معنای دیگری گرفت به گونهای که حلاوت آن جلسه هنوز که هنوز است با کسانی که آن شب در آنجا بودند، همراه است.
توضیح اینکه در ویرایش اظهارات ایشان، تکیه کلامها و تکرار کلمات را حذف کردهام اما تلاش کردم که به هیچ وجه کوچکترین تغییری در فحوای کلام ایشان ندهم:
زشت است از میزبان بپرسی چی با خودت آوردهای
آنچه امشب نظر مرا جلب کرد، این بود که ما در اسلام، آداب زیاد و احکامی داریم که نمیخواهم وارد آنها بشوم. یکی از این آداب، «ادب ضیافت» و روش رفتاری در باب مهمانداری است. ما درباره «ضیافت» و «مهمانداری» روایات بسیار داریم. یک دسته از روایات، جنبه عمومی دارد، یعنی نسبت به اصل مهمانداری و پذیرایی انسان از مهمان به طور مطلق است. یک دسته از روایات هم، خصوصیات مهمانداری را مطرح میکنند.
از جمله روایاتی که این موضوع را به طور مطلق مطرح میکند، روایتی است از امام صادق «صلوات الله علیه» که حضرت میفرمایند: مکارم(آن چیزهای پسندیده از نظر روش رفتاری)، ده چیز است. بعد میفرماید اولش: أحَدُها اِقراءُ الضّیف. «اقراء» یعنی «خوب پذیرایی کردن» از مهمان. این را به طور مطلق میفرمایند، اما چگونگی درش نیست.
در روایت دیگری هست از امام صادق«صلوات الله علیه» که در آنجا همین «اقراء الضیف» را مطرح میفرمایند. بعد میفرمایند: وَ أقراءُ الضّیف واجباتٌ فی السُنَّة. یعنی خوب پذیرایی کردن از مهمان در روش رفتاری پیغمبر اکرم چیزی حتمی بوده است.
بعد یک دسته روایات داریم که خصوصیاتش را مطرح میکند. من یکی دو خصوصیتش را عرض میکنم تا بعد وارد مطلب اصلی بشوم.
اول: ما روایاتی داریم که در آنها، از نظر خصوصیت مهمانداری، مطرح میکند که وقتی مهمان بر انسان وارد میشود و انسان میخواهد پذیرایی کند، از او سؤال نکند که مثلاً چه خوردهای؟ سؤال کند که چه میل داری؟ امثال این حرفها. بلکه به تعبیر ما آنچه را که در توان دارد برای مهمانش بیاورد. یک دسته از روایات، این معنا را مطرح میکند . من یک بخشش را میخوانم:
از امام صادق «صلوات الله علیه» است، حضرت فرمود: لا تَقُل لِاَخیکَ اِذا دَخَلَ عَلَیک (به برادر مؤمنت آنگاه که بر تو وارد شد، نگو) أکَلْتَ الیَومَ شَیئاً؟ (امروز چیزی خوردهای یا نه؟) وَ لکنْ قَرِّب اِلیهِ ما عِندَک.(یعنی بیاور برایش آنچه در اختیار داری)، فَاِنَّ الجَوادَ کُلُّ الجَواد مَنْ بَذَلَ ما عِندَهُ. (شخص سخی، اهل جود، روشش این است که آنچه را که در اختیار دارد، بذل میکند به مهمانش).
یک دسته از روایات – روایات متعدده هم هست - مضمونش این است که مهمان که بر انسان وارد میشود و انسان که میخواهد از او پذیرایی کند، اصرار به او بکند که از آنچه که برایش آورده مصرف کند. حتی در روایات متعدده داریم یکی از نشانههایی را که انسان میتواند کشف کند مهمان، میزبانش را دوست دارد، این است که هر چه بیشتر مصرف کند، کاشف از این است که بیشتر به میزبانش علاقهمند است.
من این را در روایات متعدده دیدم. تعبیرات عجیبی درش بود. در یک روایتی دیدم که امام صادق «صلوات الله علیه»، میخواستند به یک سفری بروند. همان هنگام مهمان بر ایشان وارد شد. حضرت تأمل کردند، پذیرایی کردند. بعد، مهمانها چون دیدند حضرت در آستانه سفر است، به اصطلاح یک مقدار در غذا خوردن و امثال اینها کوتاه آمدند. حضرت گفتند: نمیشود و اصرار کردند. یک مقدار دیگر مصرف کردند، باز گفتند: نمیشود و شروع کردند اصرار کردن به اینکه از غذاها مصرف کنند.
روایت از امام صادق «صلوات الله علیه» است. هشام بن سالم نقل میکند که حضرت به شخصی فرمودند که: أما عَلِمْتَ أنَّهُ یُعرَفُ الرَّجُلِ أخاهُ (آیا این را نمیدانی که شناسایی میشود دوستی رجل نسبت به برادرش) بِکَثرَةِ أکْلِهِ عِندَهُ؟ (به اینکه وقتی پیش او هس
زشت است از میهمان بپرسی چی با خودت آوردهای
خدایا! آیا آداب مهمانداری این است که از ما بپرسی چیزی خوردی یا نه؟ تو قبلاً عمل صالح داشتی یا نه؟ جاش نیست دیگه اینجا. تو روایت داشت زشت است اصلاً این سؤال. بلکه خدا آنچه دارد باید امشب تو سفره ما بگذارد. تو روایت همین را داشت دیگر!
وبلاگستان مشرق - تقی دژاکام در آخرین به روز رسانی وبلاگ «آب و آتش» به یکی از سخنرانیهای تکاندهنده حاج آقا مجتبی تهرانی «رضوان الله تعالی علیه» در شب قدر اشاره کرده و نوشته است: در شب قدر سوم در سال (13بهمن) 1375، حاج آقا مجتبی بر خلاف رویه شبهای قدر، موضوعی غیر توبه و دعا و ... مطرح کرد و بحث، مانند روال چهارشنبهشبهای سال بود. موضوع آن بحث هم «آداب مهمانداری و ضیافت در اسلام» بود. بحث با مثالهای زیادی از روایات معصومین(ع) همراه بود، اما در انتهای بحث و قبل از ذکر مصیبت، موضوع، شفافیت و معنای دیگری گرفت به گونهای که حلاوت آن جلسه هنوز که هنوز است با کسانی که آن شب در آنجا بودند، همراه است.
توضیح اینکه در ویرایش اظهارات ایشان، تکیه کلامها و تکرار کلمات را حذف کردهام اما تلاش کردم که به هیچ وجه کوچکترین تغییری در فحوای کلام ایشان ندهم:
زشت است از میزبان بپرسی چی با خودت آوردهای
آنچه امشب نظر مرا جلب کرد، این بود که ما در اسلام، آداب زیاد و احکامی داریم که نمیخواهم وارد آنها بشوم. یکی از این آداب، «ادب ضیافت» و روش رفتاری در باب مهمانداری است. ما درباره «ضیافت» و «مهمانداری» روایات بسیار داریم. یک دسته از روایات، جنبه عمومی دارد، یعنی نسبت به اصل مهمانداری و پذیرایی انسان از مهمان به طور مطلق است. یک دسته از روایات هم، خصوصیات مهمانداری را مطرح میکنند.
از جمله روایاتی که این موضوع را به طور مطلق مطرح میکند، روایتی است از امام صادق «صلوات الله علیه» که حضرت میفرمایند: مکارم(آن چیزهای پسندیده از نظر روش رفتاری)، ده چیز است. بعد میفرماید اولش: أحَدُها اِقراءُ الضّیف. «اقراء» یعنی «خوب پذیرایی کردن» از مهمان. این را به طور مطلق میفرمایند، اما چگونگی درش نیست.
در روایت دیگری هست از امام صادق«صلوات الله علیه» که در آنجا همین «اقراء الضیف» را مطرح میفرمایند. بعد میفرمایند: وَ أقراءُ الضّیف واجباتٌ فی السُنَّة. یعنی خوب پذیرایی کردن از مهمان در روش رفتاری پیغمبر اکرم چیزی حتمی بوده است.
بعد یک دسته روایات داریم که خصوصیاتش را مطرح میکند. من یکی دو خصوصیتش را عرض میکنم تا بعد وارد مطلب اصلی بشوم.
اول: ما روایاتی داریم که در آنها، از نظر خصوصیت مهمانداری، مطرح میکند که وقتی مهمان بر انسان وارد میشود و انسان میخواهد پذیرایی کند، از او سؤال نکند که مثلاً چه خوردهای؟ سؤال کند که چه میل داری؟ امثال این حرفها. بلکه به تعبیر ما آنچه را که در توان دارد برای مهمانش بیاورد. یک دسته از روایات، این معنا را مطرح میکند . من یک بخشش را میخوانم:
از امام صادق «صلوات الله علیه» است، حضرت فرمود: لا تَقُل لِاَخیکَ اِذا دَخَلَ عَلَیک (به برادر مؤمنت آنگاه که بر تو وارد شد، نگو) أکَلْتَ الیَومَ شَیئاً؟ (امروز چیزی خوردهای یا نه؟) وَ لکنْ قَرِّب اِلیهِ ما عِندَک.(یعنی بیاور برایش آنچه در اختیار داری)، فَاِنَّ الجَوادَ کُلُّ الجَواد مَنْ بَذَلَ ما عِندَهُ. (شخص سخی، اهل جود، روشش این است که آنچه را که در اختیار دارد، بذل میکند به مهمانش).
یک دسته از روایات – روایات متعدده هم هست - مضمونش این است که مهمان که بر انسان وارد میشود و انسان که میخواهد از او پذیرایی کند، اصرار به او بکند که از آنچه که برایش آورده مصرف کند. حتی در روایات متعدده داریم یکی از نشانههایی را که انسان میتواند کشف کند مهمان، میزبانش را دوست دارد، این است که هر چه بیشتر مصرف کند، کاشف از این است که بیشتر به میزبانش علاقهمند است.
من این را در روایات متعدده دیدم. تعبیرات عجیبی درش بود. در یک روایتی دیدم که امام صادق «صلوات الله علیه»، میخواستند به یک سفری بروند. همان هنگام مهمان بر ایشان وارد شد. حضرت تأمل کردند، پذیرایی کردند. بعد، مهمانها چون دیدند حضرت در آستانه سفر است، به اصطلاح یک مقدار در غذا خوردن و امثال اینها کوتاه آمدند. حضرت گفتند: نمیشود و اصرار کردند. یک مقدار دیگر مصرف کردند، باز گفتند: نمیشود و شروع کردند اصرار کردن به اینکه از غذاها مصرف کنند.
روایت از امام صادق «صلوات الله علیه» است. هشام بن سالم نقل میکند که حضرت به شخصی فرمودند که: أما عَلِمْتَ أنَّهُ یُعرَفُ الرَّجُلِ أخاهُ (آیا این را نمیدانی که شناسایی میشود دوستی رجل نسبت به برادرش) بِکَثرَةِ أکْلِهِ عِندَهُ؟ (به اینکه وقتی پیش او هس
- ۲.۸k
- ۰۶ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط