{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_سناریو_

وقتی با جیمین تو رابطه بودین (مخفیانه)یهو تو بار همو میبینین میرقصین وکیس میرین*خواهر اعضا
نامجون:چشمم روشن خانوم خانوما...بذار بریم خونه
جین:میزنه به شونه جیمین*به به از اولم میدونستم یه روز دومادمون میشی گل پسر
هوسوک:آخییییی شما خیلی به هم میاین*ذوق*ولی من شما رو می‌برم خونه سلیطه خانوم*روبه ا.ت
یونگی:(مزاحم نشید ایشون دارن دعوا میکنن)
جیمین:دیدی گفتم داداشت هیچی نمیگه ا.ت
ا.ت:به تو چیزی نمیگه منو میده دست مامانم چاقو چاقوم کنه*استرسی
تهیونگ:ا.ت باید باهات حرف بزنم*عصبی
جونگکوک:چقد میدی به مامان نگم؟
ا.ت:ظرفا تا یه هفته با من
جونگکوک:نچ کمه
ا.ت:شیرموز؟
جونگکوک:برای شروع بد نیست
اولین درخواستی پیجمون:)
دیدگاه ها (۰)

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

سناریو درخواستی(Request scenario )ـــ♡ـــ(وقتی باهم میرین سی...

رمان اشفتگی پارت 25یونگی یعنی تو هم ی مدت میدونستی و چیزی نگ...

نامجون : ا/ت الان میخواستم برم حموم پشمامو بزنم که تورو دیدم...

جیمین: تخت جدید خریده بودین، تعمیرکار داشت وصلش میکرد. جیمین...

[پارت25]ا/ت: او اره راست میگی شوگا: تهیونگ کی میاد ا/ت: نمی ...

سناریو BTS

وقتی میرین خونه مامان و باباتشوتارو: نشسته با بابات حرف م...

_سناریو_

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط