{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد

آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد

مژده دهید باغ را بوی بهار می‌رسد

راه دهید یار را آن مه ده چهار را

کز رخ نوربخش او نور نثار می‌رسد

چاک شده ست آسمان غلغله‌ای‌ست در جهان

عنبر و مشک می‌دمد سنجق یار می‌رسد

رونق باغ می‌رسد چشم و چراغ می‌رسد

غم به کناره می‌رود مه به کنار می‌رسد

تیر روانه می‌رود سوی نشانه می‌رود

ما چه نشسته‌ایم پس؟ شه ز شکار می‌رسد!

باغ سلام می‌کند سرو قیام می‌کند

سبزه پیاده می‌رود غنچه سوار می‌رسد

خلوتیان آسمان تا چه شراب می‌خورند

روح خراب و مست شد عقل خمار می‌رسد

چون برسی به کوی ما «خامشی» است خوی ما

زان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار می‌رسد

#مولانا
دیدگاه ها (۲)

پرده برگیر که من یار توامعاشقم عاشق رخسار توامعشوه کن نازنما...

آری از پشت کوه آمده امچه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت...

تو کجایی!!!؟؟؟همه جا هستیدر نوشته هایمدر خیالم در دنیایمتنها...

((بياييد با عشق مهربون باشيم دركش كنيم))زن و مرد جوانی که به...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

آب زنید راه را هین که نگار می‌رسدمژده دهید باغ را بوی بهار م...

آب زنید راه را هین که نگار می‌رسدمژده دهید باغ را بوی بهار م...

حضرت مولانا آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد مژ...

آب زنید راه را هین که نگار می‌رسدمژده دهید باغ را بوی بهار م...

#دهه_فجر_مبارک

آب زنید راه را هین که نگار می رسدمژده دهید باغ را بوی بهار م...

آب زنید راه را هین که نگار می رسد

‌آب زنید راه را هین که نگار می‌رسدمژده دهید باغ را بوی بهار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط