{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این که با خود می کشم هر سو، نپنداری تن است

این که با خود می کشم هر سو، نپنداری تن است
گورِ گردان است و در او آرزوهای من است!
سینه ام آتش گرفت و شد نگاهم شعله بار
خانه میسوزد، نمایان شعله ها از روزن است
دیدگاه ها (۱)

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

آقاجان!این سینه‌ها بی تو غم‌انگیز است، برگرد!پیروزی بی‌تو غم...

رمان انتقام ازدواج کامل

آنان که شرم داشتند مُردند؛آتش‌سوزی در حمام‌های زنان در قاهره...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

در دل سکوت سنگین زمستان، آنجا که دامنه‌ی کوه‌ها در بستری از ...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط