[4:03، 2014/12/10] یمان: ﭘﺴﺮﻩ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻗﻴﺎﻓﻪ
[4:03، 2014/12/10] یمان: ﭘﺴﺮﻩ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻗﻴﺎﻓﻪ ﺗﺮﺳﻨﺎﻛﺖ ﭼﺮﺍ ﺍﻭﻣﺪﯼ
ﻣﺪﺭﺳﻪ؟ ﻣﺎﺩﺭ ﮔﻔﺖ ﻏﺬﺍﺗﻮ ﻧﺒﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ،ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﮔﺮﺳﻨﻪ
ﺑﻤﻮﻧﯽ .ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ ﺍﯼ ﻛﺎﺵ ﻧﻤﯿﻮﻣﺪﯼ ﺗﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻭ
ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﻲ ﻣﻦ ﻧﺸﯽ ... ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﺎ ﯾﮏ ﭼﺸﻢ
ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ .. ﭼﻨﺪﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﭘﺴﺮ ﺩﺭ 1 ﺷﻬﺮ ﺩﻳﮕﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ
ﻗﺒﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻮﻥ ﺟﺎ ﮐﺎﺭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ
ﺷﺪ . ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﺳﻴﺪ . ﻣﺎﺩﺭ ﮔﻔﺖ ﺑﯿﺎ ﺗﺎ ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﻧﻮﻩ
ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ. ﺍﻣﺎ ﭘﺴﺮ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺶ ﻭ ﺑﭽﺶ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻥ ﭘﯿﺮﺯﻥ
ﯾﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﺘﺮﺳﻦ .. ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﺎﺩﺭﺕ
ﻣﺮﺩﻩ .. ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﻭ ﺩﻓﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻓﻘﻂ 1
ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻭﺍﺳﺶ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ : ﭘﺴﺮﻩ ﻋﺰﻳﺰﻡ
ﻭﻗﺘﯽ 6 ﺳﺎﻟﺖ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ 1 ﺗﺼﺎﺩﻑ 1 ﭼﺸﻤﺘﻮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﯼ،ﺍﻭﻥ
ﻣﻮﻗﻊ ﻣﻦ 26 ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ 1 ﻣﺎﺩﺭ
ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﭘﺴﺮﻡ 1 ﭼﺸﻤﺸﻮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﻴﻦ
1 ﭼﺸﻤﻤﻮ ﺑﻪ ﭘﺎﺭﻩ ﺗﻨﻢ ﺩﺍﺩﻡ،ﺗﺎ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﻌﺪﺍ ﺑﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﻛﻨﯽ ﭘﺴﺮﻡ . ﻣﻮﺍﻇﺐ ﭼﺸﻢ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺑﺎﺵ .. ﺍﺷﻚ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﭘﺴﺮ
ﺟﻤﻊ ﺷﺪ.. ﻭﻟﯽ ﭼﻪ ﺩﯾﺮ ... ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺎﺩﺭﺍ ﻻﻳﻚ ﻛﻨﻴﺪ. ﻫﺮﮐﯽ
ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﭙﯽ ﮐﻨﻪ
[4:03، 2014/12/10] یمان: نامردی کپی نکنی!!
⊙مامانم بابامو صدا زد که در شیشه سس رو باز کنه
پدرم بعد از کلی کلنجار نتونست
منم خیلی راحت درش رو باز کردم و گفتم :اینم کاری داشت؟؟
پدرم لبخندی زد و گفت:
یادته وقتی بچه بودی من در شیشه رو شل میکردم تا بازش کنی و غرورت نشکنه؟
بدجوری بغض گلمو گرفت..
سلامتی همه باباها
................واما ..................
به سلامتی همه مامانایی که هروقت صداشون کنیم
میگن:جانم!
و هروقت صدامون می کنن،میگیم:چیه؟ها...؟
به سلامتی مادرایی که می تونند تا 10 تا فرزندشونا
نگهداری کنند اما 10 فرزند نمی تونند
از یک مادر
نگهداری کنند!
به سلامتی مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاد بچه هاشون دادند ،
ولی تو پیری
بچه هاشون خجالت میکشند
ویلچرشون
رو هل بدند!
به سلامتی مادری که وقتی غذا سرسفره کم میاد
،اولین کسی که از اون غذا
دوست نداره خودشه!
به سلامتی مادر .
تنها کسی که وقتی شکمشو لگد می زدم
از شدت شوق می خندید!
به سلامتی
مادر که دیوارش
از همه کوتاه تره !!!!! خدایا هر کی این پست رو کپی کرد درد دلش رو رفع کن..
ﻣﺪﺭﺳﻪ؟ ﻣﺎﺩﺭ ﮔﻔﺖ ﻏﺬﺍﺗﻮ ﻧﺒﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ،ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﮔﺮﺳﻨﻪ
ﺑﻤﻮﻧﯽ .ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ ﺍﯼ ﻛﺎﺵ ﻧﻤﯿﻮﻣﺪﯼ ﺗﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻭ
ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﻲ ﻣﻦ ﻧﺸﯽ ... ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﺎ ﯾﮏ ﭼﺸﻢ
ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ .. ﭼﻨﺪﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﭘﺴﺮ ﺩﺭ 1 ﺷﻬﺮ ﺩﻳﮕﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ
ﻗﺒﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻮﻥ ﺟﺎ ﮐﺎﺭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ
ﺷﺪ . ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﺳﻴﺪ . ﻣﺎﺩﺭ ﮔﻔﺖ ﺑﯿﺎ ﺗﺎ ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﻧﻮﻩ
ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ. ﺍﻣﺎ ﭘﺴﺮ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺶ ﻭ ﺑﭽﺶ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻥ ﭘﯿﺮﺯﻥ
ﯾﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﺘﺮﺳﻦ .. ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﺎﺩﺭﺕ
ﻣﺮﺩﻩ .. ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﻭ ﺩﻓﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻓﻘﻂ 1
ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻭﺍﺳﺶ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ : ﭘﺴﺮﻩ ﻋﺰﻳﺰﻡ
ﻭﻗﺘﯽ 6 ﺳﺎﻟﺖ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ 1 ﺗﺼﺎﺩﻑ 1 ﭼﺸﻤﺘﻮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﯼ،ﺍﻭﻥ
ﻣﻮﻗﻊ ﻣﻦ 26 ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ 1 ﻣﺎﺩﺭ
ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﭘﺴﺮﻡ 1 ﭼﺸﻤﺸﻮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﻴﻦ
1 ﭼﺸﻤﻤﻮ ﺑﻪ ﭘﺎﺭﻩ ﺗﻨﻢ ﺩﺍﺩﻡ،ﺗﺎ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﻌﺪﺍ ﺑﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﻛﻨﯽ ﭘﺴﺮﻡ . ﻣﻮﺍﻇﺐ ﭼﺸﻢ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺑﺎﺵ .. ﺍﺷﻚ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﭘﺴﺮ
ﺟﻤﻊ ﺷﺪ.. ﻭﻟﯽ ﭼﻪ ﺩﯾﺮ ... ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺎﺩﺭﺍ ﻻﻳﻚ ﻛﻨﻴﺪ. ﻫﺮﮐﯽ
ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﭙﯽ ﮐﻨﻪ
[4:03، 2014/12/10] یمان: نامردی کپی نکنی!!
⊙مامانم بابامو صدا زد که در شیشه سس رو باز کنه
پدرم بعد از کلی کلنجار نتونست
منم خیلی راحت درش رو باز کردم و گفتم :اینم کاری داشت؟؟
پدرم لبخندی زد و گفت:
یادته وقتی بچه بودی من در شیشه رو شل میکردم تا بازش کنی و غرورت نشکنه؟
بدجوری بغض گلمو گرفت..
سلامتی همه باباها
................واما ..................
به سلامتی همه مامانایی که هروقت صداشون کنیم
میگن:جانم!
و هروقت صدامون می کنن،میگیم:چیه؟ها...؟
به سلامتی مادرایی که می تونند تا 10 تا فرزندشونا
نگهداری کنند اما 10 فرزند نمی تونند
از یک مادر
نگهداری کنند!
به سلامتی مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاد بچه هاشون دادند ،
ولی تو پیری
بچه هاشون خجالت میکشند
ویلچرشون
رو هل بدند!
به سلامتی مادری که وقتی غذا سرسفره کم میاد
،اولین کسی که از اون غذا
دوست نداره خودشه!
به سلامتی مادر .
تنها کسی که وقتی شکمشو لگد می زدم
از شدت شوق می خندید!
به سلامتی
مادر که دیوارش
از همه کوتاه تره !!!!! خدایا هر کی این پست رو کپی کرد درد دلش رو رفع کن..
- ۹۲۴
- ۱۹ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط