P10
نامجون ویو
امروز عقدم هست با میا و الان سه ماهه که از ات خبری ندارم و خیلی نگرانش هستم و بامیا به زور باباش ازدواج کردم باباش گفت که اگر با دخترم ازدواج نکنی شرکتت رو پلمپ می کنم و نمیتونی کار کنی برای همین با میا ازدواج کردم و میا میگه که حامله هستم از تو ولی فکر کنم دروغه الان دارم میرم دنبالش از آرایشگاه (عکس لباس و آرایشش رو میذارم)
ات ویو امروز عقد نامجون و میا هستش و من رو هم با لونا دعوت کردن که حرصمون درآد ولی من میرم و و نشون میدم که حرص نمیخورم و مهم نیستند لونا هم میبرم الان اومدیم که لباس بگیریم منو میاد دوتامونم یه لباس باز گرفتیم که حرص نامجونو میا رو در بیاریم (عکس میزارم) و الان توی آرایشگاه هستیم و دوتامونم یه آرایش غلیظ کردیم و داریم آماده میشیم بریم تالار
میا ویو
امروز عقدم هست با نامجون نمیدونه که وقتی پولاشو کشیدم بالا میرم پیش میرم پیش عشقم سوک جین و من از اون حامله هستم و به نام جون گفتم که از اون عاملم و الان حاضرم منتظرم که بیاد
شرط ها 20تا کامنت 9لایک
امروز عقدم هست با میا و الان سه ماهه که از ات خبری ندارم و خیلی نگرانش هستم و بامیا به زور باباش ازدواج کردم باباش گفت که اگر با دخترم ازدواج نکنی شرکتت رو پلمپ می کنم و نمیتونی کار کنی برای همین با میا ازدواج کردم و میا میگه که حامله هستم از تو ولی فکر کنم دروغه الان دارم میرم دنبالش از آرایشگاه (عکس لباس و آرایشش رو میذارم)
ات ویو امروز عقد نامجون و میا هستش و من رو هم با لونا دعوت کردن که حرصمون درآد ولی من میرم و و نشون میدم که حرص نمیخورم و مهم نیستند لونا هم میبرم الان اومدیم که لباس بگیریم منو میاد دوتامونم یه لباس باز گرفتیم که حرص نامجونو میا رو در بیاریم (عکس میزارم) و الان توی آرایشگاه هستیم و دوتامونم یه آرایش غلیظ کردیم و داریم آماده میشیم بریم تالار
میا ویو
امروز عقدم هست با نامجون نمیدونه که وقتی پولاشو کشیدم بالا میرم پیش میرم پیش عشقم سوک جین و من از اون حامله هستم و به نام جون گفتم که از اون عاملم و الان حاضرم منتظرم که بیاد
شرط ها 20تا کامنت 9لایک
۲.۲k
۲۴ تیر ۱۴۰۲