عشق...👌❤🍀

من #تمام نشده بودم
مثل همۀ #زن‌هایی که قرار است همیشه #تنها باشند
و #عشق را بهانه می‌کنند تا بتوانند زندگی کنند...
عشق، #سبزۀ عیدی بود که در سیزده‌به‌در از روی #کاپوت ماشین یکی دیگر #افتاده بود،نه جلویِ پایم بلکه درست توی #بغلم...
#من تنها میتوانستم آن را به اولین
آب #جاری بسپارم و برگردم و جایی پیداکنم ک بتوانم #زندگی کنم....📷📸



#عشقولوژی
دیدگاه ها (۰)

پروانه جان

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

دلبر رئیس

KIM V

𝕡𝕒𝕣𝕥⁵⁰+ببخشید مه ناراحتت کردم!_چیزیه ک شده! مهم نیس!اولین با...

مادرانه ای برای آرامش

فیکشن Deadly duel پارت 10

تک پارتی غمگین از تهیونگی :)

p:⁶¹

رمان دورترین نزدیک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط