خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

ظهر دهم؛ لحظه‌ای که همه چیز تمام شد و تازه آغاز گشت

لحظه آخر

ظهر عاشورا. خورشید در وسط آسمان. امام حسین (ع) از اسب افتاده. زخم‌ها سراسر بدنش را پوشانده. تیری به گلویش خورده. تیری به سینه‌اش. شمشیرها بر سر و بازویش فرود آمده. اما هنوز زنده است.

می‌گویند در آن لحظات آخر، لب‌هایش تکان می‌خورد. چه می‌گفت؟ شاید با خدا حرف می‌زد. شاید برای خانواده‌اش دعا می‌کرد. شاید برای ما، که هزار و چهارصد سال بعد نامش را می‌شنویم.

سپاه دشمن ایستاده بود. هیچ‌کس جرأت نمی‌کرد ضربه آخر را بزند. تا اینکه شمر، همان که امان‌نامه حضرت عباس (ع) را آورده بود، جلو آمد. با چند نفر دیگر، به خیمه‌گاه امام حسین (ع) حمله کردند. و آن اتفاق افتاد. سری که پیامبر (ص) می‌بوسید، از قفا بریده شد و بر نیزه رفت.

چرا این لحظه مهم است؟

چون درست در لحظه‌ای که به ظاهر همه چیز تمام شد، تازه همه چیز شروع گردید. یزید فکر کرد با کشتن امام حسین (ع) کار را تمام کرده. اما درست در همان لحظه، خون امام حسین (ع) شروع کرد به جوشیدن. و این جوشش، هیچ‌وقت بند نیامد.

از همان لحظه:

· توابین قیام کردند.
· مختار به خون‌خواهی برخاست.
· قیام‌های شیعی یکی پس از دیگری شکل گرفت.
· و تا امروز، هر نهضتی علیه ظلم، با نام امام حسین (ع) گره خورده است.

پیروزِ عاشورا، نه آن که کشت، که آن بود که کشته شد.

جریان شهادت در تاریخ شیعه

عاشورا به ما یاد داد که «شکست نظامی» همیشه «شکست نهایی» نیست. گاهی یک شکست ظاهری، چنان پیروزی‌ای در بطن خود دارد که قرن‌ها بعد، هنوز دارد ثمر می‌دهد.

این جریان را در تاریخ ببین:

· شهادت امیرالمؤمنین علی (ع) در محراب: پایان حکومت ظاهری، آغاز جاودانگی معنوی.
· شهادت امامان شیعه: هر کدام با شهادتشان، یک جریان فکری را زنده نگه داشتند.
· شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس: آنها که رفتند و با خونشان، یک ملت را بیدار کردند.
· شهدای مقاومت، از لبنان تا غزه: آنها که نشان دادند مرگِ آگاهانه، از زندگیِ ذلیلانه بهتر است.

این است جریان عاشورا: مرگی که حیات می‌بخشد. تمام شدنی که آغاز می‌شود. غروب ظهر دهم، که طلوع ابدی تاریخ شد.

درس‌های این قصه

۱. تنهایی حق، نشانه شکستش نیست. امام حسین (ع) تنها بود، اما تاریخ را فتح کرد.

۲. مهم این نیست که چقدر زنده بمانی. مهم این است که چطور زنده باشی، و چطور بمیری.

۳. پیروزی نهایی، از آنِ کسی است که بر اساس وظیفه عمل کند، نه بر اساس نتیجه ظاهری.

۴. خون، از شمشیر قوی‌تر است. شمشیر می‌بُرد و تمام می‌شود. خون می‌جوشد و جریان می‌سازد.

۵. عاشورا تمام نشده. هر روز، در جایی از جهان، نبردی میان حق و باطل در جریان است. و تو باید انتخاب کنی در کدام صف ایستاده‌ای.

در ادامه می‌خوانیم:
«امام سجاد (ع)؛ اسارت تا تمدن‌سازی؛ چگونه از دل زنجیرها، دانشگاه شیعه متولد شد؟»

🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعده‌گاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
📌 https://eitaa.com/Khasf_Bayda

#خسف #عاشورا #ظهر_دهم #امام_حسین #شهادت #کربلا #پیروزی_خون_بر_شمشیر #جریان_شناسی #امام_سجاد #قرارگاه_بصیرت #ظهور
دیدگاه ها (۴)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط