رگِ

رگِ
خواب
تو
اگر دستِ دلم می‌افتاد
قصه‌ی
عشق
فراهم شدنش حتمی بود

#امید_صباغ_نو
دیدگاه ها (۲)

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

⁨⁨حامد عسکری در شب غزل «سرزمین شعر»؛ وقتی عشق، شعر می‌شود و ...

شب رسیدغم گرفت چهار سویمبیا ای دوست تو بنشین روبه‌رو ایمبیا ...

بهم گفت اولین بوسه‌ستبهم گفت اولین بارهولی فهمیده بودم، ازگذ...

پدرم نیست ...

موسیقی

«پاییز هم از چشمِ تو الهام گرفتهبا هر نگهت جان و دلم کام گرف...

- قصه‌ی تقسیم عشق اینگونه تعبیر می‌شود ؛یا جنون قسمت شود یا ...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

غم تو، قصّه‌ی عشق است و با همه تکرار ...!به هر زمان و به هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط