خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)
«ما رأیت الا جمیلا»؛ جهانبینیای که تاریخ را تکان داد
شام؛ جایی که رسانه دشمن را از کار انداخت
بعد از کوفه، کاروان را به شام میبرند. پایتخت یزید. جایی که بیست سال است مردمش فقط یک روایت شنیدهاند: «اهل بیت، شورشیاند. یزید، خلیفه خداست.»
یزید دستور میدهد شهر را آذین ببندند. جشن راه میاندازند. اسرا را وارد مسجد جامع اموی میکنند. این قویترین رسانه دشمن است. آنها میخواهند بگویند: «ببینید کار خدا را!»
اما باز هم حضرت زینب (س) تریبون را میگیرد. وسط مسجد، در حضور یزید و تمام اشراف شام، خطبهای میخواند که تاریخ را میلرزاند. او که اسیر است، یزید را «فاسق» میخواند.
میگوید: «ای یزید! فکر کردی وقتی آسمان و زمین را بر ما تنگ گرفتی، ما در پیشگاه خدا خوار شدهایم و تو عزیز؟»
یزید که تمام هیمنهاش در حال فرو ریختن است، چوب خیزران به دست میگیرد و شروع میکند به زدن لبهای امام حسین (ع). حضرت زینب (س) فریاد میزند: «ای یزید! به خدا سوگند، تو با این کار، زخم ما را تازه کردی. اما بدان که هر چه کنی، نمیتوانی نام ما را پاک کنی، وحی ما را بکشی، یا عزت ما را ببری.»
رسانه حضرت زینب (س) کار خودش را کرده بود. همان جمعیتی که برای جشن آمده بودند، حالا گریه میکنند. یزید مجبور میشود اسرا را آزاد کند. پیروزی از آنِ رسانهای شد که حقیقت را میگفت.
جریان «ما رأیت الا جمیلا» در تاریخ
این جمله، فقط مال کربلا نیست. یک جریان فکری در تاریخ شیعه است. هر جا مؤمنی در اوج مصیبت، زیبایی را دیده، از حضرت زینب (س) آموخته.
· امام سجاد (ع) در اسارت شام: وقتی از او پرسیدند: «سختترین لحظه کربلا کجا بود؟»، فرمود: «شام. الشام. الشام.» اما بعد از آن، خطبهای خواند که یزید را رسوا کرد. او هم در دل اسارت، «جمیل» را دید.
· شهدای دفاع مقدس: مادرانی که فرزندانشان را دادند و گفتند: «خدا را شکر.» رزمندگانی که در اوج محاصره و تشنگی، میگفتند: «چه شبهای شیرینی.» آنها هم ذکر «ما رأیت الا جمیلا» میگفتند، بیآنکه کلماتش را بدانند.
· امروز، مردم غزه: مادری که فرزندش زیر آوار شهید شده، رو به دوربین میگوید: «خدا را شکر که فرزندم شهید راه قدس شد.» این همان منطق حضرت زینب (س) است. همان عینک. همان دستگاه محاسباتی.
چرا این جمله اینقدر مهم است؟
چون تنها راه شکست دادن دشمنِ قویتر، تغییر زمین بازی است. دشمن در زمین «قدرت نظامی» قویتر است. اما تو میتوانی بازی را به زمین «قدرت روحی» ببری. آنجا، تو برندهای. حضرت زینب (س) دقیقاً همین کار را کرد. به ابنزیاد و یزید گفت: «شما فکر میکنید برندهاید؟ بیایید در زمین من بازی کنیم. در زمینِ خدا، در زمینِ شهادت، در زمینِ ایستادگی. آنجا کی برنده است؟»
و این تغییر زمین بازی، یعنی جنگ نرم. یعنی پیروزی پیش از آنکه در میدان نظامی رقم بخورد، در ذهنها و قلبها رقم خورده باشد.
درسهای این قصه
۱. زیبایی را در انجام وظیفه ببین، نه در نتیجه ظاهری. اگر درست عمل کرده باشی، شکست هم زیباست.
۲. عینک تحلیلت را عوض کن. دنیا را از پنجره «ولایت» ببین، نه از پنجره «قدرت». آنوقت خیلی چیزها برایت حل میشود.
۳. زمین بازی را عوض کن. دشمن در زمین خودش قوی است. بازی را به زمین خودت ببر؛ زمین ایمان، ایستادگی، و شهادت.
۴. «ما رأیت الا جمیلا» فقط یک شعار نیست. یک فرمول ریاضی است برای سنجش پیروزی واقعی.
۵. این جمله را حفظ کن و در سختترین لحظههای زندگی تکرارش کن. امتحان کن. نتیجهاش تو را غافلگیر خواهد کرد.
در ادامه میخوانیم:
«عاشورا؛ ظهر دهم، وقتی همه چیز تمام شد و تازه شروع گردید.»
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
📌 https://eitaa.com/Khasf_Bayda
#خسف #حضرت_زینب #ما_رأیت_الا_جمیلا #جهان_بینی #کربلا #شام #یزید #جنگ_نرم #جهاد_تبیین #امام_سجاد #غزه #قرارگاه_بصیرت #ظهور
شام؛ جایی که رسانه دشمن را از کار انداخت
بعد از کوفه، کاروان را به شام میبرند. پایتخت یزید. جایی که بیست سال است مردمش فقط یک روایت شنیدهاند: «اهل بیت، شورشیاند. یزید، خلیفه خداست.»
یزید دستور میدهد شهر را آذین ببندند. جشن راه میاندازند. اسرا را وارد مسجد جامع اموی میکنند. این قویترین رسانه دشمن است. آنها میخواهند بگویند: «ببینید کار خدا را!»
اما باز هم حضرت زینب (س) تریبون را میگیرد. وسط مسجد، در حضور یزید و تمام اشراف شام، خطبهای میخواند که تاریخ را میلرزاند. او که اسیر است، یزید را «فاسق» میخواند.
میگوید: «ای یزید! فکر کردی وقتی آسمان و زمین را بر ما تنگ گرفتی، ما در پیشگاه خدا خوار شدهایم و تو عزیز؟»
یزید که تمام هیمنهاش در حال فرو ریختن است، چوب خیزران به دست میگیرد و شروع میکند به زدن لبهای امام حسین (ع). حضرت زینب (س) فریاد میزند: «ای یزید! به خدا سوگند، تو با این کار، زخم ما را تازه کردی. اما بدان که هر چه کنی، نمیتوانی نام ما را پاک کنی، وحی ما را بکشی، یا عزت ما را ببری.»
رسانه حضرت زینب (س) کار خودش را کرده بود. همان جمعیتی که برای جشن آمده بودند، حالا گریه میکنند. یزید مجبور میشود اسرا را آزاد کند. پیروزی از آنِ رسانهای شد که حقیقت را میگفت.
جریان «ما رأیت الا جمیلا» در تاریخ
این جمله، فقط مال کربلا نیست. یک جریان فکری در تاریخ شیعه است. هر جا مؤمنی در اوج مصیبت، زیبایی را دیده، از حضرت زینب (س) آموخته.
· امام سجاد (ع) در اسارت شام: وقتی از او پرسیدند: «سختترین لحظه کربلا کجا بود؟»، فرمود: «شام. الشام. الشام.» اما بعد از آن، خطبهای خواند که یزید را رسوا کرد. او هم در دل اسارت، «جمیل» را دید.
· شهدای دفاع مقدس: مادرانی که فرزندانشان را دادند و گفتند: «خدا را شکر.» رزمندگانی که در اوج محاصره و تشنگی، میگفتند: «چه شبهای شیرینی.» آنها هم ذکر «ما رأیت الا جمیلا» میگفتند، بیآنکه کلماتش را بدانند.
· امروز، مردم غزه: مادری که فرزندش زیر آوار شهید شده، رو به دوربین میگوید: «خدا را شکر که فرزندم شهید راه قدس شد.» این همان منطق حضرت زینب (س) است. همان عینک. همان دستگاه محاسباتی.
چرا این جمله اینقدر مهم است؟
چون تنها راه شکست دادن دشمنِ قویتر، تغییر زمین بازی است. دشمن در زمین «قدرت نظامی» قویتر است. اما تو میتوانی بازی را به زمین «قدرت روحی» ببری. آنجا، تو برندهای. حضرت زینب (س) دقیقاً همین کار را کرد. به ابنزیاد و یزید گفت: «شما فکر میکنید برندهاید؟ بیایید در زمین من بازی کنیم. در زمینِ خدا، در زمینِ شهادت، در زمینِ ایستادگی. آنجا کی برنده است؟»
و این تغییر زمین بازی، یعنی جنگ نرم. یعنی پیروزی پیش از آنکه در میدان نظامی رقم بخورد، در ذهنها و قلبها رقم خورده باشد.
درسهای این قصه
۱. زیبایی را در انجام وظیفه ببین، نه در نتیجه ظاهری. اگر درست عمل کرده باشی، شکست هم زیباست.
۲. عینک تحلیلت را عوض کن. دنیا را از پنجره «ولایت» ببین، نه از پنجره «قدرت». آنوقت خیلی چیزها برایت حل میشود.
۳. زمین بازی را عوض کن. دشمن در زمین خودش قوی است. بازی را به زمین خودت ببر؛ زمین ایمان، ایستادگی، و شهادت.
۴. «ما رأیت الا جمیلا» فقط یک شعار نیست. یک فرمول ریاضی است برای سنجش پیروزی واقعی.
۵. این جمله را حفظ کن و در سختترین لحظههای زندگی تکرارش کن. امتحان کن. نتیجهاش تو را غافلگیر خواهد کرد.
در ادامه میخوانیم:
«عاشورا؛ ظهر دهم، وقتی همه چیز تمام شد و تازه شروع گردید.»
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
📌 https://eitaa.com/Khasf_Bayda
#خسف #حضرت_زینب #ما_رأیت_الا_جمیلا #جهان_بینی #کربلا #شام #یزید #جنگ_نرم #جهاد_تبیین #امام_سجاد #غزه #قرارگاه_بصیرت #ظهور
- ۵۶.۹k
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط