دیر فهمیدم دیر خواستمت

دیر فهمیدم دیر خواستمت

پارت نهم

جونگ‌کوک دوباره به آدرس روی برگه نگاه کرد و بعد ساعتش رو بررسی کرد.

جونگ‌کوک: اگه قراره فردا اینجا رو تخریب کنن، وقت زیادی نداریم.

ا.ت: پس بهتره قبل از اینکه رد دیگه‌ای از بین بره، بریم سراغش.

مین‌سو: رئیس، من و سوآ می‌تونیم اطلاعات مکان رو بررسی کنیم.

سوآ: فقط باید بدونیم دنبال چه چیزی هستیم.

ا.ت: دنبال فهرست اصلی؛ همون چیزی که دو‌هیون سعی کرده پنهانش کنه.

چند ساعت بعد، هر چهار نفر به ساختمونی قدیمی رسیدن که سال‌ها متروکه به نظر می‌رسید.

ا.ت: اینجا قبلاً متعلق به هان‌میونگ گروپ بوده؟

مین‌سو: طبق اطلاعات ثبت‌شده، بله؛ اما شرکت سال‌ها پیش فعالیتش رو متوقف کرده.

جونگ‌کوک: پس احتمالاً اینجا آخرین جاییه که می‌تونیم سرنخ پیدا کنیم.

داخل ساختمون، اتاق کوچکی پیدا کردن که قفسه‌هاش هنوز پر از پرونده بود.

سوآ یکی از کشوها رو باز کرد و چند سند مرتب‌شده بیرون آورد.

سوآ: این‌ها گزارش‌های مالی شرکتن؛ تاریخ‌هاشون با زمان گم شدن محموله مطابقت داره.

ا.ت: دنبال هر چیزی بگردین که اسم دو‌هیون یا جین‌وو توش باشه.

چند دقیقه بعد، جونگ‌کوک پرونده‌ای رو از داخل گاوصندوق قدیمی بیرون آورد.

جونگ‌کوک: اینجا یه فهرست هست؛ فکر کنم همون چیزیه که دنبالش بودیم.

ا.ت کنار اون ایستاد و صفحه‌ی اول رو بررسی کرد.

ا.ت: این فقط فهرست محموله نیست؛ اسم چند شرکت و واسطه هم توشه.

مین‌سو: بعضی از این شرکت‌ها هنوز فعالن.

سوآ: یعنی ممکنه هنوز هم از همین روش برای معاملاتشون استفاده کنن.

جونگ‌کوک: دو‌هیون فقط یه واسطه بوده؛ یکی دیگه پشت این ماجراست.

ا.ت: و اون شخص از اول می‌دونسته ما هر دو دنبال محموله می‌گردیم.

ا.ت صفحه‌های بعدی رو ورق زد و ناگهان مکث کرد.

ا.ت: جونگ‌کوک، این اسم رو ببین.

جونگ‌کوک نزدیک‌تر شد و به اسم روی کاغذ خیره موند.

اسم یکی از شرکت‌های متعلق به سازمان جونگ‌کوک در فهرست ثبت شده بود.

مین‌سو: این غیرممکنه؛ ما هیچ معامله‌ای با هان‌میونگ نداشتیم.

ا.ت: شاید کسی از داخل سازمانت از اسمت استفاده کرده.

جونگ‌کوک: یا کسی می‌خواد ما فکر کنیم یکی از افرادم خیانت کرده.

ا.ت: در هر صورت، تا وقتی حقیقت رو نفهمیم، نمی‌تونیم به این پرونده اعتماد کنیم.

جونگ‌کوک: حق با توئه؛ از این لحظه، همه‌ی اطلاعات رو دوباره بررسی می‌کنیم.

ا.ت: خوبه. چون من اجازه نمی‌دم کسی از اسم من یا تو برای پنهان کردن حقیقت استفاده کنه.

سوآ آخرین صفحه رو بالا گرفت و با نگرانی گفت که پایینش امضای پارک جین‌وو دیده می‌شه.

ا.ت: پس جین‌وو زنده بوده، دست‌کم وقتی این سند امضا شده.

جونگ‌کوک: باید پیداش کنیم؛ اون تنها کسیه که می‌تونه توضیح بده چه اتفاقی افتاده.

همون موقع صدای پیام جدیدی از گوشی سوآ بلند شد.

سوآ: یه خبر فوری دارم؛ پارک جین‌وو امروز برای اولین بار بعد از سه ماه شناسایی شده.

ا.ت: کجا؟

سوآ: فرودگاه؛ و طبق اطلاعات، قراره امشب از کشور خارج بشه.

جونگ‌کوک پوشه رو برداشت و به سمت خروجی رفت.

جونگ‌کوک: پس باید قبل از رفتنش باهاش حرف بزنیم.

ا.ت: این بار همکاریمون تموم نشده، جونگ‌کوک.

جونگ‌کوک: تا وقتی حقیقت رو پیدا نکنیم، نه.

اما هیچ‌کدوم نمی‌دونستن ملاقات با جین‌وو قراره آخرین پرده از این همکاری رو کنار بزنه.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

قسمت چهارده

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

LESSON

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط