تو مرا آزردی...
تو مرا آزردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت...
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی وبه خود میگویی
باز می آید و میسوزد از این عشق،
ولی.....
بر نمی گردم، نه!
میروم آنجاکه دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و حرمت دارد ...
که خودم کوچ کنم از شهرت
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت...
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی وبه خود میگویی
باز می آید و میسوزد از این عشق،
ولی.....
بر نمی گردم، نه!
میروم آنجاکه دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و حرمت دارد ...
- ۱.۳k
- ۰۷ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط