ای پستهٔ طو خنده زده بر حدیثِ قند

ای پستهٔ طو خنده زده بر حدیثِ قند

مشتاقم از برای خدا یک شِکَر بخند

#حافظ
#عکسنوشته_عاشقانه

 ‌ ‍ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌ ‍ ‌‌‌‌

صدایم زد، برڪَشتم.
بعد بدون مقدمه ڪَفت:
«منو بخواه..!»

این اولین بارے بود
ڪه جمله‌اے دستورے،
هیچ ترسی نداشت و بلعڪس،
برایم ڪَوارا بود.
می‌توانستم براے این درخواستش
           ...." بمیرم "...

#حمید_جدیدی



لم أجدك جزء من نفسي بل كياني كله
حتى لو عانيت وصلني ...

«من #طو را پاره‌ای از خود نه، بلکه تمامِ وجودِ خود یافتم، چنان‌که اگر رنجی به تو رسد، به من رسیده...»

#نزار_قبانی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌♥⭐♥┅─#🅻҉🅾҉🆅҉🅴҉.🆁҉.🆂҉
#🅸🅻🅾🆅🅴🆈🅾🆄
#🅰🅰🆂🅷🅾🅾🅱🅶🅰🆁
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

صدایم زد...برگشتم...بعد بدون مقدمه گفت:"منو بخواه..."این اول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط