گفتند سهم شادی من در این دنیا کم است آنچه من را به نوشتن

گفتند سهم شادی من در این دنیا کم است آنچه من را به نوشتن پناه داده است غم دوری تو است , دلشوره های قلبم همیشه راست گفته اند گویا دلشوره من برای تو مبهم است , دیوانه شدم و بهانه گرفتم اما تو ندیدی و یک بار هم نپرسیدی تو ای دیوانه چه شده بر قلب زخمی تو , من باختم و تو بردی من غرور را تو عشق را که بدان شکسته شدن من آسان است که شکستنم حتمی است , بعد از تو و دوری تو من آغوش قلب خودم را بسته ام حالا دیگر بهشت نیست جهنم است که من در آن هستم , با چتر میروم که در این آتش نسوزم باران که نیست بارش داغ آتش است که میبارد بر وجود بی آرامشم , عاشق شدم و گفتن نظم دنیا بر هم ریخت اما دنیا هنوز که هنوز است که در قلبم آتش ریخت
دیدگاه ها (۱)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟎 با خودش فکر کرد.‌ امکان نداره، جونگکوک‌ ...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم است آنچه مرا به شعر گره می ...

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم استآنچه مرا به شعر گره می‌ز...

.هرچند سهم شادی ام از این جهان کم استآنچه مرا به شعر گره می ...

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم استآنچه مرا به شعر گره می ز...

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم استآنچه مرا به شعر گره می ز...

در این دنیا شدم زندانی دلم با تو پرواز میخواهد , کمی تنها کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط