{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞
𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁰
ویو: جونگ کوک

صبح با نور افتاب بیدار شدم.

ات توی بغلم بود.

+ اخی چقدر کیوت خوابیده (خوابالو)

صدای ماشین از بیرون اومد.

فهمیدم که رسیدن.

+ ات

یه شاخه موهاش که روی پیشونیش بود رو کنار زدم.

+ هوم؟ (خوابالو)

_ پاشو.

+ پنج دقیقه... (خوابالو)

خنده‌ای کردم.

_ نه نمیشه.

_ مامانم رسیده.

+ باشه... (خوابالو)

چند لحظه بعد...

+ کوک

_ هوم؟

+ من لباس ندارم.

+ با اینم که نمی‌تونم برم پایین.

_ لباس بیرونیت رو بپوش.

_ صبحونه خوردیم میریم خرید.

+ واقعاً؟!

_ آره.

+ باشهههه! (کیوت)

ات آروم رفت اتاقش تا کسی نفهمه.

منم لباسم رو عوض کردم.

اومدم بیرون.

ات هم هم‌زمان با من اومد بیرون.

دستش رو گرفتم و باهم رفتیم پایین.

علامت‌ها:

مامان کوک: ×
عمه‌ی کوک: ÷
یونا یا همون دخترعمه‌ی کوک: =

#رمان#فیکشن#بی‌تی‌اس#فیک#رمان‌مافیایی
#jin#suga#jhope#namjoon#jimin#taehyung#jung‌kook
#جین#شوگا#جیهوپ#نامجون#جیمین#تهیونگ#جونگ‌کوک
#بی‌تی‌ای#بنگتن#رمان‌جونگ‌کوک
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط