{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر روزت مبارک

پدر روزت مبارک

بوی سیگارٍ شدیدی آمد...
با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین است
نکند باز دلش،

پله هارا دو به یک طی کردم تا رسیدم بر بام!
پدرم را دیدم،
زیر آوار غرورش مدفون

زیر لب زمزمه داشت
که خدا عدل کجاست؟

که چرا مزه ی فقر وسط سفره ی ماست.!!!
و چراها و چرا های دگر..
دل من هم لرزید مثل زانو ی پدر

دیدن این صحنه آنچنان دشوار بود
که مرا شاعر کرد

احمد شاملو
دیدگاه ها (۲)

گریه نکن پدر ...! همین " نان حلال " که در دست داری می ارزد ب...

باز باران با تمام بی کسی های شبانهمی خورد بر مرد تنهامی چکد ...

تو با خون و عرق، این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی. تو با دس...

از کسیکه کتابخانه دارد و کتابهای زیادی می‌خواند، نباید هراسی...

بوی سیگارٍ شدیدی آمد...با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین اس...

بوی سیگارٍ شدیدی آمد...با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین اس...

بوی سیگارٍ شدیدی آمد...با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین اس...

بوی سیگارٍ شدیدی آمد...با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین اس...

بوی سیگارٍ شدیدی آمد...با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین اس...

بوی سیگارٍ شدیدی آمد...با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین اس...

بوی سیگارٍ شدیدی آمد...با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین اس...

بوی سیگارٍ شدیدی آمد...با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین اس...

بوی سیگارٍ شدیدی آمد...با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین اس...

بوی سیگار شدید آمد... با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط