{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه ...

‏بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه ...
نه هرگز!
بی تو حتی شب من ماه ندارد
پایِ سست و تنِ فرسوده ام آخِر که به آن کوچه دگر راه ندارد
بی تو یک شب منِ تنها هوسِ کویِ تو کردم
هوسِ مویِ تو و بویِ تو و رویِ تو کردم
سرِ سجاده ی خود تا به سحرگاه نشستم
بند از پای گسستم چشم ها بستم و در خویش شکستم
گله کردم ز نگاهت وان دو چشمانِ سیاهت بوسه ی گاه به گاهت
گله کردم گله کردم به خدایت!
بی تو شب ماه ندارد ابر هم گاه ندارد به سحر راه ندارد در بساط آه ندارد
دلِ سنگی که تو داری به خدا شاه ندارد!
دوش گفتم به خدایت که شب و روز ندارم 
که ز دستت نفسم حبس در این سینه و مبهوت نگاه و همه جانم نگرانت
دیدگاه ها (۳)

زن رو باید بغل کرد و بی دلیل بوسید♥️ حتی وقتی آرایش نداره♥️ ...

هیچ کس نمی داندمن دختری بودمبا موهای بافتهدر ابتدای روایتمو ...

میشود تنها شویم یک بوسه از چشمت کنم؟حلقه ی پیوندمان را دزدکی...

هــوا که سرد میشهآدم باید یــکیو داشته باشهبغلش کنهوگــرنه ه...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

My professor Part:51درست مثل اینکه بهم گفته باشد طمققنننلخخق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط