{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین لبخند (پارت هشتم)

آخرین لبخند (پارت هشتم)
(فردا صب)
کوک *تهیونگ پاشو تهیونگ تهیوووووووووونگ🥱

ته*ها🥱
کوک *پاشو صب شده
ته *باشه
کوک*میگم احیانن نباید سرما ما عوض کنن ؟
ته*دیشب عوض کردن
کوک*ها جدی؟
ته*اره وقتی خواب بودی
کوک *راستی کی مرخص میشم؟
ته*دیشب دکتر گف تقریبا یه هفته
کوک*خب پس شیش روزه دیگه میریم
ته*اره
(شش روز بعد)
ته*کوک من میرم از خونه برات لباس بیارم .کیلید های خونه کجان؟
کوک *اوناها اونجان
(۱ساعت بعد)
کوک *وای چرا تهیونگ نیومد ؟بزار بهش زنگ بزنم
ته*الو سلام
کوک*سلام کجا موندی؟
ته*دم بیمارستانم
کوک*اوکی بای
ته*بای
*پایان مکالمه*
ته*من اومدن
کوک*خدارا شکر
ته*بدو عوض کن و بیا پایین
کوک*اوکی
*۵دقیقه بعد *
کوک *اومدم بریم
ته*بریم





بچه اا پارتا کوتاهن چون تو مسافرتیم زیاد نمیتونم ادامشون بدم🦋🫂
دیدگاه ها (۲)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

Iove and the moonPart19ویو یونا ها راستی امشب با تهیونگ ب...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

فردا صب ساعت ۶کوک ویو:صبح نوری که به چشمم میخورد بیدار شدمآی...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۴$چند دقیقه بعد زنگ خور کایرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط