خواب عمیق1️⃣

تاحالاشده دلتون یک خواب عمیق بخاد
یک خوابی آروم
که توش هیچی نباشه هیچی نبینید
وتاصبح آروم بخوابید
بدون اینکه آشفتگی باشه
میدونی چرا
خوابم نمیبرد
آروم نبودم
شب چشمم رامیبستم اما نه باآرامش
تاصبح پرازکابوس
پرازشلوغی
صبح که پامیشدم نمیدونستم
اصلامن شبش خوابیده بودم یانه
خسته بودم همش
انگارهیچ شبی یابیشترشبهانمیخابیدم
فقط چشمم رامیبستم تابروم
ونباشم
میگفتم خسته ام روحم پریشانه
شدم مثل یک مرده متحرک
میخاستم بایک سرگرمی دنیا
دلم راببرم به سویی که آرامش باشه
بروم وبروم
وباآن سوی مرگ بروم
به سوی یک آرزو
مگرمیشود؟؟؟
فکرنکنی بیداعتقادبودم
اتفاقاخیلی هم پاقرص ومحکم پایبندخیلی
چیزهابودم شایداگه کسی میشناختم
میگفت توخیلی متعصبی
البته بیشتربه خودم وکارهام!
سرهمین اعتقادام بود
که خیلی جاهابحثمونم میگرفت
واین بودم دیگه
وان شدکه شد
که بایدمیگفتم
آرزوهایم راخدامیبیند!
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط