{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ثلاثة اخوه جالسین مع والدهم

ثلاثة اخوه جالسین مع والدهم
فقال لهم. .

عرکة و اخوک الطاح و الطگه خالک
شسوی انت بهای و امک اگبالک؟؟؟؟

فقال احدهم
جا شنهی! خل یطیح و خلة یطگه
ماطک غریب الخال ثلثینه حگه

فقال الثانی
چا ول فحل عباس و چفوفه ول عین
چا غیر اشک الخال بل تفگه نصین

وقال الثالث
ارجع واطگه بزود وماعین الهه
جا هی ترضی شلون ینطگ ابنهه.
دیدگاه ها (۷)

من تو را ، باز تو را ، باز تو را میخواهم ..❤️🗓 #جمعه:۱۷ مهر ...

بد موقعی دیدمت ، ،درست شروع #پاییز🍂زیر باران اصلا محال بود ...

چشمهایش . . ازچشم‌هایش میتوان قصه ساخت ؛در نگاهش می‌شد آسمان...

نام رمان (عشق میان ما

♥️♥️محبوب من!شما آرامش پس از شنیدن موسیقی بی کلامید استشمام ...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

خارجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط