پارت ۴۱

سرنوشت پیش می‌آید












[-----------:)
[پارت۴۱)
[-----------:)



جونگ‌کوک: همین طور ادامه بده ( درد )


دکتر هان : چیمگی جونگ‌کوک از درد میمیری



جونگ‌کوک: راه دیگه ای داری( درد و داد )



دکتر : آره میتونیم بریم بیمارستان اینطوری نمیشه



جونگ‌کوک : ییمارستان یعنی پلیس ، پلیس یعنی دردسر ، بیمارستان نمیشهه( داد و درد )


دکتر هان : جونگ‌کو-


جونگ‌کوک: کارتو انجام بده دکتر ( داد )


ویو دلین :
همش تقصیر منه به خاطر منه که جونگ‌کوک اینقدر درد میکشه اگه من اون شیشه رو نمیشکوندم الان الان جونگ‌کوک اینقدر درد نمی‌کشید
همین طور که داشتم فکر میکردم فریاد جونگ کوک به خودم اومدم



جونگ‌کوک: ( فریاد از درد )



دلین : جونگ‌کوک همش تقصیر منه ببخشید ( گریه )



جونگ‌کوک: ( فریاد از درد )


دلین :
نمیدونستم چیکار کنم
همش تقصیر منه اگه من اون شیشه رو نشکونده بودم اون اینقدر درد نمی‌کشید



دکتر هان : جونگ‌کوک یکم تحمل کن باشه یکم دیگه باشع


جونگ‌کوک: فریاد از درد


دلین : با شنیدن صدای فریادش
لبام رو گذاشتم رو لباش
جونگ‌کوک از درد لبم رو گاز گرفت
خون قشنگ تو دهنم جاری شد
ولی ولی تقصیر منه اگه من نبودم این همه درد نمی‌کشید
تقریبا ۲ مین بود که لبام رو لبای جونگ‌کوک بود و اون هی از سره درد لبم رو گاز میگرفت
معلوم بود نمی‌خواست لبم رو گاز بگیره اما انگار دردش خیلی شدید بود
واقعا لبم رو حس نمیکردم که دکتر هان گفت



دکتر هان : تموم شد
جونگ‌کوک به دستت فشار نیار
داروهاتو هم درست سره وقت بخور
هر ۲۴ ساعت ۱ بار باند دستت رو عوض کن
مراقب باش جونگ‌کوک جای حساس بازوت تیر خورده اگه درست مراقبت نکنی زود دستت جوش نمیخوره و ممکنه عصب دستت پاره بشه
اینطوری دستت از کار میوفته یا چند سال باید دنبال درمانش باشی
مراقب باش جونگ‌کوک



جونگ‌کوک: هوم


دکتر هان : دخترم مراقبش باش


دلین : چشم



ادامه دارد


بچه ها گفتم فقط پنج شنبه ها پارت داریممم
دیدگاه ها (۵)

پارت ۲۵

From hate to lovePart: 7گفتم: _ تواز کجا میدونی؟& امم خب از ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁰ویو: اتدکتر سریع خودش رو به تخت ...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

پارت سوم---**پارت سوم: بازی با آتش**لیها با تمامِ توانش تکون...

اجبار به بدبختی پارت ۳۶

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

پارت ۱۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط