دیر فهمیدم دیر خواستمت
دیر فهمیدم دیر خواستمت
پارت هشتم
ا.ت همراه سوآ به نشانیای رفت که آخرین ملاقات پارک جینوو در اون ثبت شده بود.
ساختمون قدیمی و تقریباً خالی بود و تابلوی زنگزدهای بالای ورودی دیده میشد.
سوآ: اینجا بیشتر شبیه یه دفتر متروکهست تا محل ملاقات دو نفر.
ا.ت: آدمهایی که نمیخوان دیده بشن، معمولاً جای شلوغی رو انتخاب نمیکنن.
هر دو وارد ساختمون شدن و بعد از کمی جستوجو، به اتاقی رسیدن که درش نیمهباز بود.
روی میز چند پروندهی قدیمی و یه تقویم باقی مونده بود.
سوآ: این تقویم مال سه ماه پیشه؛ همون زمانی که جینوو ناپدید شده.
ا.ت یکی از پروندهها رو باز کرد و اسم کانگ دوهیون رو روی صفحه دید.
ا.ت: بالاخره یه مدرک پیدا کردیم که مستقیماً به خودش مربوطه.
سوآ: صبر کن، اینجا یه یادداشت هم هست.
روی کاغذ نوشته شده بود: «محموله فقط پوشش ماجراست. فهرست اصلی نباید به دست هیچکدومشون برسه.»
ا.ت: منظورش از فهرست اصلی چیه؟
سوآ: شاید اطلاعاتی دربارهی آدمهایی که پشت این ماجرا هستن.
ا.ت: یا اسامی کسایی که از این معامله سود میبردن.
همون لحظه صدای گوشی ا.ت بلند شد و اسم جونگکوک روی صفحه ظاهر شد.
ا.ت: چی شده؟
جونگکوک: مینسو تونسته بخشی از اطلاعات شرکت هانسونگ رو پیدا کنه.
ا.ت: منم یه مدرک تازه پیدا کردم؛ باید همدیگه رو ببینیم.
جونگکوک: کجایی؟
ا.ت: یه دفتر قدیمی در حاشیهی شهر. آدرس رو برات میفرستم.
جونگکوک: تا وقتی میرسم، چیزی رو دستکاری نکن.
ا.ت: دستور نده، جونگکوک. خودم میدونم باید چی کار کنم.
جونگکوک: فقط میخوام مدرکها از بین نرن.
ا.ت: پس زودتر بیا.
حدود نیم ساعت بعد، جونگکوک و مینسو وارد دفتر شدن.
جونگکوک نگاهی به پرونده انداخت و یادداشت رو با دقت خوند.
جونگکوک: این یعنی دوهیون از اول میدونسته ما دنبال محموله میگردیم.
ا.ت: بدتر از اون، احتمالاً میدونسته هر دومون وارد این پرونده میشیم.
مینسو: رئیس، اطلاعاتی که پیدا کردم نشون میده شرکت هانسونگ قبل از ناپدید شدن جینوو، یه حساب بانکی مخفی داشته.
سوآ: میتونیم از اون حساب سرنخ بگیریم؟
مینسو: شاید، ولی بیشتر تراکنشها از طریق یه شرکت واسطه انجام شده.
ا.ت: اسم شرکت چیه؟
مینسو کاغذی رو روی میز گذاشت و اسم روی اون باعث شد همه ساکت بشن.
روی کاغذ نوشته شده بود: «هانمیونگ گروپ».
جونگکوک: این شرکت سالهاست که تعطیل شده.
ا.ت: پس چرا هنوز از حسابش برای جابهجایی پول استفاده میشه؟
جونگکوک: چون ممکنه تعطیلیش فقط روی کاغذ بوده باشه.
ا.ت پوشه رو بست و به جونگکوک نگاه کرد.
ا.ت: فکر کنم بالاخره فهمیدیم باید دنبال چی بگردیم.
جونگکوک: آره، ولی هنوز نمیدونیم چه کسی پشت این اسامیه.
درست وقتی قصد رفتن داشتن، سوآ برگهی کوچکی رو از زیر تقویم بیرون کشید.
سوآ: بچهها، فکر کنم این آخرین سرنخمونه.
روی برگه، آدرس مکانی نوشته شده بود که قرار بود فردا صبح تخریب بشه.
ادامه دارد...
پارت هشتم
ا.ت همراه سوآ به نشانیای رفت که آخرین ملاقات پارک جینوو در اون ثبت شده بود.
ساختمون قدیمی و تقریباً خالی بود و تابلوی زنگزدهای بالای ورودی دیده میشد.
سوآ: اینجا بیشتر شبیه یه دفتر متروکهست تا محل ملاقات دو نفر.
ا.ت: آدمهایی که نمیخوان دیده بشن، معمولاً جای شلوغی رو انتخاب نمیکنن.
هر دو وارد ساختمون شدن و بعد از کمی جستوجو، به اتاقی رسیدن که درش نیمهباز بود.
روی میز چند پروندهی قدیمی و یه تقویم باقی مونده بود.
سوآ: این تقویم مال سه ماه پیشه؛ همون زمانی که جینوو ناپدید شده.
ا.ت یکی از پروندهها رو باز کرد و اسم کانگ دوهیون رو روی صفحه دید.
ا.ت: بالاخره یه مدرک پیدا کردیم که مستقیماً به خودش مربوطه.
سوآ: صبر کن، اینجا یه یادداشت هم هست.
روی کاغذ نوشته شده بود: «محموله فقط پوشش ماجراست. فهرست اصلی نباید به دست هیچکدومشون برسه.»
ا.ت: منظورش از فهرست اصلی چیه؟
سوآ: شاید اطلاعاتی دربارهی آدمهایی که پشت این ماجرا هستن.
ا.ت: یا اسامی کسایی که از این معامله سود میبردن.
همون لحظه صدای گوشی ا.ت بلند شد و اسم جونگکوک روی صفحه ظاهر شد.
ا.ت: چی شده؟
جونگکوک: مینسو تونسته بخشی از اطلاعات شرکت هانسونگ رو پیدا کنه.
ا.ت: منم یه مدرک تازه پیدا کردم؛ باید همدیگه رو ببینیم.
جونگکوک: کجایی؟
ا.ت: یه دفتر قدیمی در حاشیهی شهر. آدرس رو برات میفرستم.
جونگکوک: تا وقتی میرسم، چیزی رو دستکاری نکن.
ا.ت: دستور نده، جونگکوک. خودم میدونم باید چی کار کنم.
جونگکوک: فقط میخوام مدرکها از بین نرن.
ا.ت: پس زودتر بیا.
حدود نیم ساعت بعد، جونگکوک و مینسو وارد دفتر شدن.
جونگکوک نگاهی به پرونده انداخت و یادداشت رو با دقت خوند.
جونگکوک: این یعنی دوهیون از اول میدونسته ما دنبال محموله میگردیم.
ا.ت: بدتر از اون، احتمالاً میدونسته هر دومون وارد این پرونده میشیم.
مینسو: رئیس، اطلاعاتی که پیدا کردم نشون میده شرکت هانسونگ قبل از ناپدید شدن جینوو، یه حساب بانکی مخفی داشته.
سوآ: میتونیم از اون حساب سرنخ بگیریم؟
مینسو: شاید، ولی بیشتر تراکنشها از طریق یه شرکت واسطه انجام شده.
ا.ت: اسم شرکت چیه؟
مینسو کاغذی رو روی میز گذاشت و اسم روی اون باعث شد همه ساکت بشن.
روی کاغذ نوشته شده بود: «هانمیونگ گروپ».
جونگکوک: این شرکت سالهاست که تعطیل شده.
ا.ت: پس چرا هنوز از حسابش برای جابهجایی پول استفاده میشه؟
جونگکوک: چون ممکنه تعطیلیش فقط روی کاغذ بوده باشه.
ا.ت پوشه رو بست و به جونگکوک نگاه کرد.
ا.ت: فکر کنم بالاخره فهمیدیم باید دنبال چی بگردیم.
جونگکوک: آره، ولی هنوز نمیدونیم چه کسی پشت این اسامیه.
درست وقتی قصد رفتن داشتن، سوآ برگهی کوچکی رو از زیر تقویم بیرون کشید.
سوآ: بچهها، فکر کنم این آخرین سرنخمونه.
روی برگه، آدرس مکانی نوشته شده بود که قرار بود فردا صبح تخریب بشه.
ادامه دارد...
- ۳۲۰
- ۱۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط