{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که ناگهان گنجشکی میره طر

روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که ناگهان گنجشکی میره طرفش میگه: کاکا وسعت پر رو حال میکنی؟ عقابه میگه: برو حوصلتو ندارم! گنجشکه بازم پیله میکنه میگه: کا وسعت باله رو حال میکنی؟ عقابه بازم میگه: بروحوصلت و ندارم و گرنه میام یه کاری میکنم پرات بریزه! گنجشکه میگه: مردی بیا! عقابه میره طرف گنجشکه میزنه پراشو میروزنه گنجشکه در حال افتادان میگه میگه کا هیکل و حال میکنی!
دیدگاه ها (۲)

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

آبادان===منبع لاف********************یه بابایی داشت برای یه ...

100% آبادانیه اسکناس تقلبی چاپ میکنه ، زود لو میره ...

Part 1

سرمایه گذاری تجارت جنگل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط