{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بود

ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بود
مانند غزل های خودم، یارِ دلم بود

عاشق شده بودم دلم از درد، نمیرد
آری سخن عشق، پرستارِ دلم بود

هرجا نفسم تنگ شد آمد غزلی نو
غم بود ولی قافیه، غمخوار دلم بود

بازار وفا بود و حراجی محبت
یک رهگذرِ مست، خریدار دلم بود

یک بوسه فقط، مطلع دل میشد و آنجا
سمفونیِ هر شعر، دگر کار دلم بود

خال و خط و ابرو و لبش رنگ خدا داشت
من بنده ی او بودم و دادار دلم بود

رفته است از این کوچه ی بن بست همانکه
همسایه ی دیوار به دیوار دلم بود
دیدگاه ها (۱)

من چه کنم بدون تو،بی تو مرا دوام نیستراه به آخرش رسید،بی تو ...

ای چراغ دل تاریکم ! از این خانه مرو !آشنای تو منم، بر در بیگ...

من به یادت مرهمی دارم در آغوش خیالمست در شعر و غزل‌، همراه ب...

در وادی عشق ِ تــو دلم خسته ترین استوای از دل دیوانه که دل ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط