{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو داستان پارت ۱

سناریو داستان پارت ۱
#عشق‌غیرتی
تو منتظر جونگ کوک بودی تا بیاد خونه
رفتی تو اتاق ( جونگ کوک رو مبل میخوابید)
چند تا لباس که رو تخت بود رو مرتب کردی خیلی خسته بودی روی تخت دراز شدی و کم کم خوابت برد، ۲ساعت بعد .
جونگ کوک : من اومدم بانی ، برات شیر موز خریدمم کجای" حرفش قعط شد " پس خوابیدی اوکی ( پتو زد روت ) نشست روی مبل و شروع کرد به شیر موز خوردن‌
فهمیدی که جونگ کوک اومده بخاطر همین رفتی که خودتو مرتب کنی..
#عشق غیرتی

پارت بعدی رو بزارم بگید؟!

پارت بعد رو تو پیج ببین🙂🔪
دیدگاه ها (۴)

این پست زمان بندی نداره هر وقت خواستید بپرسید

#عشق #غیرتیپارت بعد رو فردا میزارم هر پارت فردای اون روز میش...

مسیی

بازم بزارم؟مایل به حمایت؟!من کامنت هاتون در ویسگون سوال هاتو...

رمان پارت ۲ عشق مخفیانه جونگ کوک زدی زیر گریه که راننده شروع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط